سرانه فضای مطالعه در شهرستان کوار پنج دهم سانتیمتر برای هر نفر


یه گزارش سایت فرهنگی تحلیلی قلمدار فرهنگ کتاب و کتابخوانی از آن مواردی است که اسلام بسیار روی آن تاکید نموده است و به تبع آن رهبر عزیزمان امام خامنه ای نیر بارها و بارها و به بیان های مختلف روی آن تاکید داشته اند اما متاسفانه چه از جانب مسئولین و چه از جانب مردم به امر کتاب و کتابخوانی توجه لازم نشده است. در هفته کتاب به کتابخانه عمومی شهرستان کوار سری زدیم و از آقای عباسزاده، اوضاع و احوال کتابخانه امام هادی (علیه السلام) را جویا شدیم.

 


قلمدار: خودتان را معرفی کنید؟

- علی اصغر عباس زاده فرزند شهید ماندنی عباسزاده اهل روستای مظفری تحصیلات کاردانی کتابداری

قلمدار: کتابخانه ی امام هادی(ع)در شهرستان کوار چندسال است تاسیس شده است؟

- اوایل در سال1354 در ساختمان کنونی شهرداری قرار داشت بعد از مدتی به خانه حاج صادق بشیری و بعد حمام قدیم انتقال یافت از آنجا نیز به خانه ی آقای غلامزاده منتقل شد بعد از آن این ساختمان ساخته شد و از سال1383 در ساختمان کتابخانه کنونی هستیم.

قلمدار: شما از چه سالی مسئولیت کتابخانه ی عمومی بر عهده گرفتید؟

- سال79

قلمدار: استقبال مردم شهرستان کوار از کتابخانه ی امام هادی(ع)و در کل کتاب چگونه است؟

- حقیقتاً سالهای قبل خوب نبود ولی الحمد لله الان خیلی بهتر شده کمی فرهنگ مردم تغییر کرده و نسبت به کتاب خوانی دید دیگری دارند ولی هنوز به جایگاه واقعی خود نرسیده است.

قلمدار: روزانه چند نفر مراجعه کننده دارید؟

- متفاوت است روزهایی که ویژه بانوان است شلوغ تر می شود. یکشنبه، سه شنبه و پنجشنبه خواهران هستند. شنبه، دوشنبه، چهارشنبه ویژه برادران است.

قلمدار: روزهایی که ویژه ی خواهران است برادران باید کجا بروند و روزهایی که ویژه ی برادران است خواهران باید چکار کنند؟

- برای کتاب بردن مشکل ندارند ولی برای استفاده از سالن حتماً باید در شیفت خود مراجعه کنند.

قلمدار: جای دیگری برای استفاده در شهرستان کوار هست؟

- خیر این سالن کناری که در حال ساخت هست برای همین منظور است که این مشکل برطرف شود. ما داشتیم کسی که از آباده یا دو راهی جهرم یا از فرمشکان آمده بود اینجا  و به خاطر اینکه نمی دانست که شیفت خواهران است مجبور می‌شد که برگردد.

قلمدار: در حال حاضر چند عضو دارید؟

- عضو فعال1253 نفر با احتساب اعضای غیر فعال بین 1600و1700 نفر می باشند.

قلمدار: چند جلد کتاب موجود است؟

- با بخش کودک حدود 11000 جلد کتاب داریم در بخش کودک 1270 جلد کتاب موجود هست.

قلمدار: مسئولین شهرستان هم عضو هستند و از این فضا استفاده میکنند؟

- متأسفانه در اینجا هیچ مسئولی عضو نداریم در بین معلمان شهرستان عضو داریم ولی از مسئولین هیچ فردی عضوکتابخانه نیست.

قلمدار: علت عدم استقبال و حضور مسئولین را در چه میبینید؟

- علت اول شاید کم کاری از خود ماست هر چند من تلاش خودم را کرده ام تعامل داشته ام و حتی تلاش کرده ام با رابطه ی خانوادگی بتوانم آنها را جذب کنم اما نتوانسته ام. تنها مسئولی که واقعاً به کتابخانه تشریف می آورند شهردار است، جناب آقای مهرابی که البته ایشان عضو نیستند ولی بالاخره کتاب می برند. ما در شهرستان کوار هیچ حامی نداریم. هیچکدام از ادارات به جز شهرداری همکاری و حمایتی از ما ندارند اگر هست بسیار کم. البته اگر مشکلی باشد فرماندار سعی میکند مشکل را برطرف کند و یا شهردار در حد توان خود کمک کرده است. نیم درصد از درآمد کل شهرداری برای کتابخانه است.

قلمدار: نیم درصد چقدر میشود؟

- تقریبا سالانه 15 تا 20 میلیون تومان، برای این سالن جدید هم تا الآن52 میلیون هزینه کرده ایم که کمک شهر دار و حمایت های مردمی است ، یعنی نزدیک به 30 میلیون آن شهردار کمک کرده است.

قلمدار: در سطح شهرستان برای فرهنگ کتابخوانی و گسترش کتابخانه چه عملی انجام داده اید؟

در این 12 سالی که من هستم سعی کرده ایم تمرکز خود را بر روی روستاها بگذارم و تلاش کرده ام کتابخانه روستاها را فعال کنم، برای مردم روستاها سخت است برای استفاده از کتابخانه به اینجا بیایند همان گونه که     می دانید ما برای کتابخانه اکبرآباد بیش از 2000 کتاب خریداری کرده ایم یا روستای باغان نزدیک به 800 جلد کتاب فراهم شده، کتابخانه روستای ده شیب راه اندازی شده است. فتح آباد هم همین طور کمک هایی به آنها شده، مظفری و دشتک نیز همینطور، برای اکثر روستاها تلاش کرده ایم.

قلمدار: کتابخانه ی امام هادی مجهز به رایانه یعنی کتابخانه الکترونیک نیست، آیابرنامه ای دارید که این کتابخانه را مجهز کنید یا خیر ؟!

- بله ما تقریباً از ابتدای امسال دنبالش بودیم ، یه سری سی دی هم آوردم که برای کتابخانه الکترونیک راه بیندازیم قطعاً که اداره کل حمایت نکرده اند یعنی میگن یه سری زیر ساختها لازم داره که هنوز برای کوار نتوانستند اونکارها رو انجام بدهند تا بتوانند کتابخونه راه بیندازن ولی تاایشاالا ...

قلمدار: منظور از زیرساخت چیست ؟

- حداقل 4 تا رایانه  لازم هست که راه اندازی بشه .

قلمدار:  از مسئولین و ادارات چه کسی  باید همکاری بکنه ؟!

- همه ی ادارات . کتابخانه شخصی نیست ، یعنی فرهنگ چیزی نیست که فرضاً می گویند با یک نفر و یک اداره حل بشه . باید کل مردم ، همه دست به دست هم بدهند.

قلمدار: امام جمعه همکاری می کنند ، رفت و آمد دارند ؟

- بله. من باهاش رفت و آمد، امام جمعه فکر کنم دو بار آمدن به  کتابخونه سر زدن که دو بار هم  ما نبودیم . ولی خوب تا اونجایی که از دستشون بر بیاد نه نگفتن. من حتی بهشون نامه ای زدم که تو خطبه های نماز جمعه در مورد کتاب و اهمیت کتاب صحبت کنن که تاریخش را هم  دارم توی تاریخ بخصوصی صحبت کردند . در مورد اهمیت کتاب و کتاب خوانی.

قلمدار: خودتون روزانه چند ساعت مطالعه می کنید ؟

- یه وقت خاصی که بگم فرضا یک ساعت ، یک ساعت و نیم نه نمیتونم بگم ، ولی خوب شده یه روز 4 ساعت هم مطالعه داشتم ، ولی شده یه روز هم اصلا مطالعه نداشتم .

 

قلمدار:  فکر می کنید کافیه؟ به عنوان مسئول کتابخونه ، چه کتابهایی مطالعه می کنید ؟

خیر. تقریباً تو همه ی زمینه ها مطالعه می کنم یعنی فکر می کنم توی همه ی زمینه ها.

قلمدار: تو شهرستان کوار بیشتر تو چه  زمینه هایی کتاب استقبال میشه و میبرن؟

- بیشتر داستان ، رمان.

قلمدار:  قفسه یا  قسمتی هم برای فرق و ادیان دارین ؟    
    
-  نه خیر

قلمدار: چرا ، لازم نبود یا پیگیر نبودین ؟

_ نه پیگیر هم بودیم حتی در کوار دارند یه سری کتابهای تبلیغ فرقه ضاله رایگان توزیع می کنند و هیچ کس هم هیچ اهمیتی بهشون نمیده صحبت کردم. من به ایشون گفتم حتی اگه میشه یه سری کتاب در مقابل اونها به ما بدین که ما حداقل پیگیر باشیم و بفرستیم رایگان در سطح شهر. یه جورایی مردم به این کتاب ها جذب بکنیم نه به اون کتابها که دارن جذب میشن .

قلمدار: چه کتابیه ؟     

- کتاب پند صالح در‌مورد فرقه ضاله دراویش گنابادی

قلمدار: نمونشو ندارین ؟             
   

-  نه ما نداریم

قلمدار : تو چه سطحی داره پخش میشه ،چه تعداد ، کجا ، مدارس یا .... ؟

- تا حالا هر چی می بینیم مردم دارن میگن این کتاب رایگان دارن در اختیارمون میذارن میگن بخونید اگه چیزی  ازش برداشت کردید برای خودتون ، اگرم نیست که هیچ . دارن رایگان تو سطح شهر پخش می کنن .

قلمدار: حدودا قیمتش چنده ؟               
              

- اگربخوایم با قیمت روز الآن حساب کنیم بالای 10000 تومان قیمت می خوره

قلمدار:  و تو سطح عموم هم دارند پخش می کنند، کسی تو حوزه کاری مربوطه پیگیر شده که جلوگیری بکنند که این کتاب ها یی که منحرفه ، کتابی که ضاله است اون هم در  ماه محرم پخش نکنن...

_ نه فکر نکنم ، تو ماه امر به معروف و نهی از منکر هم هست ، من که تا حالا ندیده ام کسی پیگیری کرده باشه .

قلمدار: عمومیه ؟!  
                

- بله ، کتاب درباره ی دراویش و تصوف ، من خودم کتاب را خوندمش نه اینکه کامل خوانده باشم، بلکه نگاهی سطحی روی کتاب کردم که همه اش درباره ی آقای گنابادی و ... از جوانی جدش نوشته تا آخر، یکی از خانم ها پیش من آمد و گفت آقا این کتاب است و من چطور جوابشون بدم، آنها می‌گویند آقا این کتابی است شما بخوانید اگر ایرادی دارد بگویید ایرادش چیست اگر ندارد هم پس چرا به ما گیر  می دهند؟ حقیقتش من آمدم کتاب را بخوانم گفتم برم بدم امام جمعه ، امام جمعه باید این نمونه کتاب را خوانده باشد ، باید دیده باشد . گفتم برم باهاش صحبت کنم ، حداقل بگم این چنین کتابی است ، نظر شما چیه ، چه جوری می تونه جوابش بده تا اینکه اون بنده خدا اومد و کتابش رو برد . گفت آن شخص گفته کتاب رو لازم دارم باید به من برگردانی و کتاب رو بردش ، هر جایش رو که خوندم نوشته بود ، فقر – ایمان ، فقر – ایمان ، فقر – ایمان ، ولی ما هیچ کدام ازدراویش را ندیدیم که فقیر باشد .

قلمدار: آمار مراجعه کننده ، آمار مطالعه در شهرستان ؟!

- مطالعه در شهرستان ، ما یک آمار داریم که سالیانه می دهیم ، من فقط همین رو بهتون بگم که ما 85000 نفر جمعیت داریم ، 428 متر زیر بنا داریم برای سرانه مطالعه مون ، در کل شهرستان حالا خودتون حساب کنید ببینید چقدر میشه ؟!  یعنی میشه تقریبا به ازای هر صد و خورده ای نفر یک متر.

قلمدار: این که خیلی کم میشه، هر نفر چند سانت میشه؟         

- زیر 0.5 سانت میشه

قلمدار: شهرستانهای دیگه هم آمارش رو دارید ؟

- شهرستانهای دیگه هم خیلی بهتر از ما نیستن ولی خوب بهتر از ماست. بیشترین سرانه فضای مطالعه یزد داره ، بعد آذربایجان شرقی و غربی و فکر کنم آخرش دیگه فارس باشه .

قلمدار: دلیلش چیه ؟!

- حمایته ... همش حمایته ... ما الآن رفتیم استان خوزستان به یک کتاب خانه ، 3 میلیارد داده بودن به یک کتاب خونه کوچکی مثل کوار گفتن فقط ترمیمش کنید . 3 میلیارد کجا و ما با 15 میلیون کجا می تونیم کار انجام بدیم .

قلمدار: شهرستان کوار یک کتاب خانه کافیش نیست. آیا دنبال این هستید که شعبه ای دیگه هم داشته باشید ، یا خیر ؟!

- شعبه دیگه هم راستش ما خیلی وقته دنبالشیم ، ما یک زمینی داریم پشت مخابرات دیجیتال ، که من از کی تا حالا دنبالشم روز اول این زمین به نام کتاب خانه داده بودند ، که شد فرهنگ سرا ، بعد فرهنگ سرا داده شد به ارشاد ، فعلا دنبالشیم ، آقای جوکار ( واقف زمین ) هم از انگلیس برداشتیم آوردیمش اینجا ، رفتیم با هم ارشاد گفتیم که اگه بخواد این زمین داده بشه به ارشاد من زمین رو برمی گردونم تا ببینیم چی میشه.

قلمدار: ممنون که وقتتون را در اختیار ما قرار دادید.


منبع: سایت فرهنگی تحلیلی قلمدار

قصه چادری شدن من  / دختران چادری «گوگل پلاس» روایت می‌کنند

به گزارش «وبلاگ‌نیوز» در شبکه اجتماعی گوگل‌پلاس، هش‌تگی (tag#) با عنوان «قصه چادری شدنم» در جریان است که دختران چادری به بیان داستان انتخاب پوشش چادر خود و داستان اولین باری که چادر سر کردند، پرداخته‌اند.

قصه چادری شدن من

منیره درباره داستان چادری شدنش این گونه نوشته است:

از قصه چادری شدنم تا عاشق چادر شدنم خیلی فاصله است. اصلا حجاب برای من جا نیفتاده بود، من برای بیرون مانتو هم نمی‌پوشیدم. دوست نداشتم به خاطر خانواده یا موقعیتم بپوشم. از اینکه چادرم با عقیده‌ام مغایرت داشته باشه بدم می‌آمد، می‌خواستم خودم پوشش بیرونم را انتخاب کنم. در بین فامیل دختری نداشتیم که حجاب را قبول داشته باشد چه برسد به چادر. انتخابش با خودم بود، با کلی هجمه از اطرافیان...

ادامه نوشته

نماز وسیله تقرب به خدا

حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسكری(ع) روایت می كند كه فرمودند: "خداوند متعال با حضرت موسی تكلم كرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. كسی كه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟

خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می كنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم."



ادامه نوشته

مسجد باید این‌گونه باشد

ادامه نوشته

بازداشت سیدحسن نصرالله توسط خسرو تهرانی و سعید حجاریان!

حمید داودآبادی، در کتاب جدید خود با عنوان "سید عزیز"، که به گفت وگوهای اختصاصی او با سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان، و شرح زندگی و ناگفته‌های او پرداخته، وقتی از او درباره‌ی این که طی دوران مبارزاتش بازداشت شده یا نه، سوال کرد، با این پاسخ جالب روبه‌رو شد:


"ممکن است بسيار عادي بنمايد اگر بگويم که من در شرايط سختي از عراق فرار کردم. در "نبرد اقليم التفّاح" هم در محاصره قرار گرفته‌ام، اما در هيچ جايي بازداشت نشده‌ام، جز يک‌جا که اگر بگويم شگفت‌زده مي‌شويد؛ ايران! آن هم بعد از پيروزي انقلاب و در جمهوري اسلامي!
ماجرا از اين قرار بود که در سال 1361 تصميم گرفتم به قم بروم. بدون خانواده و به‌تنهايي راه افتادم. در هواپيما چندنفر لبناني بوديم. در ميان ما لبناني‌ها، يکي بود که ريشش را تراشيده بود و با دختر غيرمحجبه‌اي همراه بود. آن‌زمان در ايران موضوع حجاب مطرح نبود. وارد فرودگاه مهرآباد که شدم، مسئول امنيتي فرودگاه که براي بازرسي ما ايستاده بود، گردن بند طلا به گردنش بود و ريشش را هم تراشيده بود. کساني که بي‌حجاب بودند يا ريش‌شان را تراشيده بودند، به‌سادگي رد شدند؛ اما من را که با لباس روحاني بودم و چندنفر ديگر که ريش داشتند، در کناري نگه‌داشتند و اجازه‌ي رفتن ندادند. به همين ترتيب تا نيمه‌شب در فرودگاه معطّل شديم.
نيمه‌شب، ماشيني آمد و ما را به بازداشتگاهي برد. بازداشتگاه ما، ساختماني مصادره‌اي بود که اتاق‌هاي کوچکي داشت. ما را داخل يکي از اين اتاق‌ها حبس کردند. دو روز در آن‌جا در بازداشت بودم! شخصي آمد و چندساعت از من بازجويي کرد:
ـ تو کي هستي؟
ـ در ايران قصد انجام چه کاري داري؟
ـ با چه کسي رابطه داري؟
و درباره‌ي لبنان نيز بازجويي را شروع کرد و ...
بعد از گذشت دو روز از بازداشتم که زير نظر "اطلاعات نخست‌وزيري ايران" بود، بازجو به‌سادگي از من عذرخواهي کرد و آزاد شدم!
آن دو روز خيلي به من سخت گذشت. گاهي به اين فکر مي‌کنم که در تمام عمرم در زندان يا بازداشت نبوده‌ام، اما در جمهوري اسلامي بازداشت شده‌ام. اين براي من خيلي دردناک بود و من اصلا انتظار وقوع آن را نداشتم."


ملاحظه مهم:
در اوايل دهه‌ي 60 و هنگام نخست‌وزيري "ميرحسين موسوي"، وزارت اطلاعات هنوز تاسيس نشده بود و امور امنيتي و اطلاعاتي کشور، در واحدي با عنوان "اطلاعات نخست‌وزيري" با مسئوليت "خسرو قنبري تهراني" و "سعيد حجاريان کاشي" انجام مي‌شد. ظاهرا اين افراد که از فعاليت‌هاي سپاه پاسداران ناراحت بودند، براي پي‌بردن به اطلاعات و فعاليت‌هاي نيروهاي مرتبط با سپاه، دست به اين اقدام زده‌اند.
نقل از کتاب "سید عزیز" زندگي‌نامه‌ خودگفته سیدحسن نصرالله به کوشش حمید داودآبادی
نشر یا زهرا (س) تهران 66465375 –

ناگفته‌هایی از حادثه‌ سوء قصد به رهبر معظم انقلاب

خبرگزاری فارس: ناگفته‌هایی از حادثه‌ سوء قصد به رهبر معظم انقلاب

دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله العظمی خامنه ای به مناسبت سالگرد ترور ناکام مقام معظم رهبری خاطره دیدار اعضای تیم حفاظت و تیم پزشکی حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای بعد از 25 سال با ایشان را بازنشر داده است:

در این مراسم که نزدیک به 4 ساعت به طول انجامید، آقایان خسروی وفا، حاجی‌باشی، جباری، جوادیان، پناهی و حیاتی از محافظان قدیمی رهبر انقلاب، به همراه 3 نفر از تیم پزشکی ایشان ــ دکتر میلانی، دکتر زرگر و دکتر منافی ــ به مرور خاطرات خود از ششم تیر 1360 پرداختند. آنچه می‌خوانید روایتی است کوتاه از این نشست.

- اصلا اون روز مسجد یه جور دیگه بود...

- راست می‌گه! مثل همیشه نبود، هفته‌ی قبل هم که برنامه لغو شد، اومده بودیم اما اینطوری نبود!

- توی حیاط یه جایی واسه ضبط صوت‌ها درست کرده بودیم.

- نماز ظهر که تموم شد، آقا رفتن پشت تریبون.

- سئوال‌ها هم خیلی تند و بعضا بی‌ربط بود...

- پرسیده بودن شما داماد وزیر گرفتی و فلان قدر مهر دخترت کردی.

- آقا اول کمی درباره شایعات علیه شهید مظلوم بهشتی صحبت کرد و بعد هم اشاره کرد که من اصلا دختر ندارم!

- من دیدم یه نفر با موهای وزوزی داره با یه ضبط صوت به سمت تریبون میاد.

- نه یه نفر نبود! ضبط رو دست به دست دادن تا کسی شک نکنه!

- منم فکر کردم ضبط بچه‌های خود مسجده؛ دیگه شک نکردم چرا این ضبط مثل بقیه توی حیاط نیست!

- ولی نفر آخر، از خودشون بود!

- آره! آره! چون دقیقا ضبط رو گذاشت رو به آقا و سمت چپ؛ درست مقابل قلب ایشون!

- من همینطوری رفتم به ضبط یه سری بزنم! کمی زیر و بمش را نگاه کردم و بعد ناخودآگاه جاشو عوض کردم، گذاشتم سمت راست، کنار میکروفن، کمی با فاصله‌تر از آقا!

- یکدفعه میکروفن شروع کرد به سوت کشیدن...

- آقا برگشتن گفتن: این صدا را درست کنید یا اصلا خاموش کنید.

- منبری‌ها این جور مواقع کمی عقب و جلو می‌شن تا بلکه صدا درست بشه!

- من روبروی آقا، کنار در شبستان وایساده بودم، آقا کمی به عقب و سمت چپ رفتند که یکدفعه...

- یه صدای عجیبی توی شبستان پیچید...

- اول فکر کردم، تیر اندازی شده...

- سریع اسلحه‌ام رو درآوردم... تا برگشتم دیدم...

و اشک، چنان سر می‌خورد توی صورتش که هر چه‌قدر هم لبش را بگزد؛ نمی‌تواند کنترلش کند... سرش را تکان می‌دهد و به "حاجی‌باشی" نگاه می‌کند، او هم سرش را انداخته پائین و با دست اشک‌هایش را می‌چیند. "پناهی" به دادش می‌رسد و ادامه می‌دهد:

ــ مردم اول روی زمین دراز کشیدند و بعد هم به سمت در هجوم بردند، من اسلحه‌ام را از ضامن خارج کرده بودم، تا برگشتم سمت جایگاه دیدم ــ بغضش را فرو می‌خورد ــ "آقا" از سمت چپ به پهلو افتاده‌اند روی زمین! داد زدم: حسین! "آقا"... تا برسم بالای سر "آقا"، "حسین جباری" تنهایی "آقا" را بلند کرده بود و به سمت در می‌رفت...

"جوادیان" که هنوز صورت گردش سرخ سرخ است، فقط سرش را به طرفین تکان می‌دهد و حتی چشم‌هایش را هم از ما می‌دزدد. "حیاتی" اما ماجرا را اینگونه ادامه می‌دهد:

ــ هرطور بود راه را باز کردیم و خودم برگشتم پشت تریبون، ضبط صوت مثل یک دفتر 40برگ از وسط باز شده بود. با ماژیک قرمز هم روی جداره داخلی‌‌اش نوشته بودند: "‌اولین عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی!"

 

***

ــ به هر ترتیبی بود آقا را سوار ماشین کردیم. یک بلیزر سفید. با سرعت از بین جمعیت کنده شدیم و راه افتادیم. توی راه یک لحظه آقا به هوش آمدند. نگاهی به چهره‌ی من کردند و از هوش رفتند. بعد‌ها پرسیدم آن لحظه چه چیزی احساس کردین، گفتند: "دو چیز! یکی اینکه ماشین داشت پرواز می‌کرد و دیگر اینکه سرم روی پای کسی بود..."

حاجی‌باشی یکدفعه نگاهش را از زمین می‌کند و بلندتر می‌گوید: توی ماشین همه‌اش به این فکر بودم که اگر اتفاقی بیافته، مردم به ما چی می‌گن؟! و دوباره باران، حرف‌هایش را خیس می‌کند.

"جوادیان" ادامه می‌دهد: از جلوی یک درمانگاه گذشتیم که گفتم: "حسین! برگرد... درمانگاه ..."

پنج نفری وارد درمانگاه شدیم، همه هول برشان داشته بود، یک نفر غرق خون توی آغوش جباری، 3 نفر هم با لباس خونی و اسلحه دنبالش... اولین دکتری که آمد و نبض آقا را گرفت، بی‌معطلی گفت: دیگه کار از کار گذشته و رفت... پرستاری جلو آمد و گفت: "ببرینش بیمارستان بهارلو؛ پل جوادیه!"

به سرعت دویدیم سمت ماشین. پرستار هم همراهمان شد، با یک کپسول اکسیژن که توی ماشین نمی‌رفت و بچه‌ها روی رکاب در عقب گرفتنش تا بریم بیمارستان بهارلو...

توی مسیر بی‌سیم را برداشتم و :

- حافظ هفت! مرکز... مرکز! موقعیت پنجاه - پنجاه... (پنجاه - پنجاه موقعیت آماده‌باش بود) بعد گفتم: مرکز! حافظ هفت مجروح شده!

دوباره همه با هم ساکت شدند... انگار همین دیروز بوده، همین دیروز که از توی ماشین اعلام می‌کنند به دکتر فیاض بخش، دکتر زرگر و ... بگوئید از مجلس خودشان را برسانند، بیمارستان بهارلو.

ماشین از در عقب بیمارستان وارد محوطه می‌شود. برانکارد می‌آورند. آقا را می‌رسانند پشت در اتاق عمل. دکتری که از اتاق عمل بیرون می‌آید؛ نبض را می‌گیرد و با اطمینان می‌گوید: "تمام کرده!" اما...

اما دکتر فاضل که آن روز اتفاقی و برای مشاوره‌ی یکی از بیماران در بیمارستان بهارلو حضور داشته، خودش را به اتاق عمل می‌رساند و دستور آماده سازی اتاق عمل را می‌دهد.

 

***

 ــ شهید بهشتی به من خبر داد. تازه رسیده بودم منزل. پیکانم را سوار شدم و راه افتادم. به محض رسیدن، دکتر محجوبی گفت نگران نباش، خون را بند آوردم. و من آماده شدم برای جراحی.

دکتر زرگر ادامه می‌دهد: "رگ پیوندی می‌خواستیم، پای راست را شکافتیم. رگ دست راست و شبکه عصبی‌اش کاملا متلاشی شده بود. فقط توانستیم کمی جلوی خونریزی را بگیریم و کمی هم پانسمان کنیم. تصمیم بر این شد که آقا را ببریم بیمارستان قلب."

دکتر میلانی هم که مثل دکتر زرگر تمام موهای سرش سفید شده، غرق روزهای تلخ دهه 60 شده است، آرام و با تامل تعریف می‌کند:

ــ جراحت خیلی سنگین بود، سمت راست بدن پر از ترکش و قطعات ضبط صوت بود، حتی یکی از ترکش‌ها زیر گلوی آقا جا خوش کرده بود. قسمتی از سینه ایشان کاملا سوخته بود! یکی دو تا از دنده‌ها هم شکسته بود. دست راست هم کاملا از کار افتاده بود و از شدت ضربه ورم کرده بود. استخوان‌های کتف و سینه کاملا دیده می‌شد. 37 واحد خونی و فراورده‌های خونی به آقا زده بودند که خود این تعداد، واکنش‌های انعقادی را مختل می‌کرد... دو سه بار نبض آقا افتاد و چند بار مجبور شدیم پانسمان را باز کنیم و دوباره رگ‌ها را مسدود کنیم... خیلی عجیب بود، انگار هیچ چیز به اراده‌ی ما نبود...

و دکتر منافی چشم‌هایش را روی هم می‌گذارد و آن روزها را اینگونه از پشت پرچین خاطرات ماندگارش بیرون می‌ریزد: "مردم بیرون بیمارستان صف کشیده بودند برای اهدای خون. رادیو هم اعلام کرده بود جراحت به قلب آقا رسیده، عده‌ای توی محوطه جلوی اورژانس ایستاده بودند و می‌گفتند می‌خواهیم "قلبمان" را بدهیم... با هلی‌کوپتر، آقا را رساندیم بیمارستان قلب. لوله تنفس داشتند و تا بیمارستان دو بار مونیتور وضعیت نبض، خط ممتد نشان داد... عمل جراحی 3 ساعت طول کشید و آقا به بخش "آی سی یو" منتقل شدند. شب برای چند لحظه به هوش آمدند...کاغذ خواستند تا چیزی بنویسند... کاغذ که دادیم با دست چپ و خیلی آرام و با دقت چند کلمه را به زحمت کنار هم چیدند:

- همراهان من چطورند؟

 

***

چند روز بعد که دیگر مطمئن شده بودیم، دست راست کاملا از کار افتاده است، از تلویزیون آمدند تا گزارش تهیه کنند، یک ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش بیایند، وقتی پرسیدند که حالتان چطور است؟ این پاسخ را گرفتند:

بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت / سر خُمِّ می سلامت، شکند اگر سبویی

 

***

 

و حالا که 25 سال از آن روز تلخ گذشته، شاید شیرینی عیدی گروهک فرقان بیشتر خودش را نشان می‌دهد که به قول "خسروی وفا" هر وقت در حزب جلسه بود، آقا آخرین نفری بود که از حزب خارج می‌شد "و فردای آن روز هفتم تیر بود...

 

حالا شاید بهتر بشود فهمید چرا سال‌هاست ضربان قلب این مردم می‌گوید: "دست" خدا بر سر ماست... این دست، رنگ خدا را دیده و طعم بهشت را چشیده، سوغات یک سفر غیبی به آن سوی ابرهاست که پیش رهبر مانده تا به قول دکتر میلانی: "با دست موعود بیعت کند..."

 

***

 

صدای اذان یعنی شوق پرواز در آسمان آبی نماز. خودمان را به نمازخانه می‌رسانیم، این گروه آشنای قدیمی، صف اول و دوم نماز می‌ایستند... رهبر که می‌آید مثل پروانه‌های حرم رضوی که در بهار گرد زائر حضرتش بی‌قراری می‌کنند، دور آقا حلقه می‌زنند. دکتر میلانی زودتر از باقی خودش را به آقا می‌رساند و همینطور که با چشم خیس به دست آقا خیره شده، دست رهبر را می‌بوسد و غرق آن نگاه پدرانه می‌شود... و چه خنده‌ی شیرینی بر لب‌های رهبر نقش بسته، خیلی وقت بود این جمع سال‌های جوانی را یکجا ندیده بود... چه غافلگیری لذت بخشی.


خبرگزاری فارس

روز پدر مبارک



این زندگی قشنگ من مال شما

ایام سپید رنگ من مال شما

بابای همیشه خوب من را بدهید

این سهمیه های جنگ من مال شما



روز های زندگی را از دست ندهید!

سرویس نقد رسانه پایگاه 598 -  "روزهای زندگی" پرویز شیخ طادی کارگردان لایق سینمای کشور، این روزها در حالی در سایه فراموشی بسیاری از مخاطبین سینما و رسانه های انقلاب قرار گرفته است که  بعنوان یکی از آثار جدی و قوی دفاع مقدس به حساب می آید. به همین منظور برآن شدیم در باب این ساخته پرویز شیخ طادی نکاتی را بیان نماییم که در ادمه مطلب می آید:

ادامه نوشته

وای مادرم!!!

جلسه عزاداری به مناسبت فاطمیه اول

جلسه عزاداری کانون عقیله العرب سلام الله علیها به مناسبت فاطمیه اول از چهارشنبه به مدت چهار شب با سخنرانی حجه الاسلام شجاعی  دامت برکاته با مداحی مداحان اهل بیت علیهم السلام زمان بعد از نماز مغرب و عشاء مکان حسینیه اکبراباد


محرم 90

اکبر هاشمی رفسنجانی و کدهایی برای آشوب

از بچه های قلم: آدم شکاکی نیستم و دوست ندارم بدبین باشم، ولی بعضی حرف‌ها از بعضی‌ها! ذهنم را می‌برد به صبح ۲۲ خرداد ۱۳۸۸٫

 

اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی بعداز رأی گیری امروز صبح [۱۲ اسفند ۱۳۹۰] اظهار نظری کرده که من را یاد گفته‌های "عفت مرعشی" [همسرش] در صبح روز انتخابات دهم ریاست جمهوری می‌اندازد.

 

عفت مرعشی صبح ۲۲ خرداد ۸۸، در بیرون از حوزه رأی گیری:

فرد سؤال‌کننده: توصیه‌ شما به هواداران چیست؛ به نامزدها بعد از روز انتخابات؟
عفت مرعشی: اگر «تقلب» کردند، بریزند تو خیابون‌ها! [فیلم این مصاحبه]

 

ادعای تقلب زمانی که فقط ۲ ساعت از آغاز رأی گیری می‌گذرد!!!
و به نظر می‌رسد این سناریو دوباره از طرف خود اکبر هاشمی به گونه‌ای دیگر کلید خورده است!

 

رفسنجانی بعداز رأی گیری در جمع خبرنگاران گفت:
"انشاء الله نتیجه انتخابات همانی باشد که مردم می‌خواهند و همان رأیی باشد که به صندوق می‌اندازند. اگر نتیجه همانی باشد که مردم در صندوق می اندازند انشاء الله مجلس خوبی خواهیم داشت.[!!!]

 

او از کجا می‌داند که نتایج همانی نیست که مردم در صندوق‌ها می‌اندازند؟
او چطور به خودش اجازه می‌دهد به شعور ملت توهین کند؟
توهین غیر مستقیم او به تیم‌های اجرایی انتخابات در شعبات اخد رأی که بیشتر از میان فرهنگیان این کشور هستند با چه توجیهی صورت می‌گیرد؟

 

بوی فتنه می‌آید، این‌بار آقای رأس فتنه خودش کد می‌دهد!

 

و البته این تیری‌ست که به سنگ اراده‌ی ملت خواهد خورد و در هم خواهد شکست. انشا الله

به وبلاگ: بفرمایید حقیقت! گوارای وجودتان! سر بزنید

اینجا پایگاه حقیقت است !
طعم حقیقت را چشیده اید؟! شیرین است؟ نیست ؟!
طعمش بستگی به خودت دارد! شاید برای تو تلخ افتد!
حقیقت را اگر بپذیری به فرموده مولایمان امیرالمومنین علی (علیه اسلام) برایت گوارا خواهد بود و الا ...!! کشنده می شود!!
پس بفرمایید حقیقت! بفرمائید! گوارای وجودتان!


IMG4UP


http://bhgv.mihanblog.com/

«مهدی»، «هادی» امت

 

«مهدی»، «هادی» امت

 

مشهورترین لقب امام زمان(علیه السّلام) در نزد همه فرقه های اسلامی «مهدی»(علیه السّلام) است.

مَهدِیّ در لغت به معنای «هدایت یافته» است. همچنین از القاب آن حضرت «هادی» است و هادی به معنای «هدایت کننده و هدایتگر» است.

در برخی از روایات از امام صادق(علیه السّلام)  پرسیده شده است که: چرا امام زمان(علیه السّلام)  مهدی نامیده شده است. و حضرت در جواب فرموده است: زیرا او مردم را به سوی هر امر مخفی هدایت می کند.

اینگونه روایات با معنی «هادی» مناسبت دارد که به معنی راهنماست نه با «مهدی» که به معنای هدایت یافته است. توجیه اینگونه روایات می تواند این باشد که اینگونه روایات درصدد بیان معنی لغوی «مهدی» نیستند بلکه اشاره به مطالبی بسیار مهم دارند و آن اینکه: خدای متعال کسی را هدایتگر مردمان قرار نمی دهد مگر اینکه خود او به حقیقت هدایت یافته باشد و جمیع راههای حق و حقیقت برای او گشوده شده و به مقاصد رسیده و آماده هدایت کردن شده باشد پس خدای تعالی کسی را به لقب «هادی» سرافراز می کند که «مهدی» باشد. پس آن بزرگوار چون خود هدایت یافته است می تواند هدایتگر باشد و از دیدگاه ائمه(علیه السّلام)  و بینش ناب شیعی «مهدی»، «هادی» امت است و کسی جز «مهدی»(که خود به حق راه یافته است) نمی تواند «هادی» باشد.

 

منبع: نجم الثاقب، ص 106 و ص 127. ب ا تصرف و تلخیص.

 

شهيد سه ساله ي هويزه

 

شهيد سه ساله ي هويزه

قبل از رفتن به هویزه، شنیده بودم که شهیدی در میان شهدای دانشجو است که قبلاً دزد بوده و بعدها توسط شهید علم‌الهدی ارشاد می گردد و به دلیل آشناییش به راهها و مرزهای ایران و عراق، علم‌الهدی او را برای جاسوسی و کسب خبر در زمان جنگ به آن طرف مرز می فرستاده، به همین دلیل به او قطب نمای هویزه می گفتند.
وقتی به هویزه رسیدیم به اتفاق‌دوستانم، ابتدا سر قبر شهید بوعُذار، یعنی همان قطب ‌نمای هویزه ‌رفتیم. با کمال تعجب دیدیم که اختلاف تاریخ تولد و شهـــادت ایشان تنها سه سال است. فکر کردیم در نوشتن تاریخ اشتباه شده، اما بعداً متـوجه شدیم که این، وصیت خود شهید بوده که زمان تولدش را از زمانی به حساب آورده که با شهید علم الهدی آشنا گردیده.
 
                                                                ای شهیدان عشق مدیون شماست
                                                                  هر چه ما داریم از خون شماست

                                                                 «شادی روح شهدا: پرهیز از گناه»

به این وبلاگ سر بزنید!!

این دو پست را حتمادر این وبلاگ بخوانید

رابطه بمب آسمانی با گلشیفته فراهانی!


اصغر

از دختر افغانی تا اصغر فرهادی!

فیلم// ابراز احساسات جوان بحرینی در دیدار با رهبر معظم انقلاب

برای دیدن فیلم اینجا کلیک کنید...

پدری دارم به وسعت آسمان…



و اگر دشمن، پدرم را از من گرفت؛
پدری دارم به وسعت آسمان… 

فرزند شهید مصطفی احمدی روشن در آغوش امام خامنه ای (حفظ الله)


امسال حواستان را بیشتر جمع کنید...!

استفاده از جنین در محصولات پپسی و نستله!+ عکس


به گزارش سایت اوباما، گاف یک سناتور آمریکایی در ایالت اوکلاهاما فاش کرد که شرکت‌های پپسی، کرافت و نستله از جنین‌های سقط شده به عنوان طعم‌دهنده نوشیدنی‌های خود استفاده می‌کنند و روزانه میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، از این نوشیدنی‌ها استفاده می‌کنند. 


 

براساس گزارش نچرال نیوز، اظهارات سناتور رالف شورتی در مورد پیامدهای اخلاقی این عمل و تاکید بر اینکه ایالت اوکلاهاما درصدد صدور قانون جدیدی برای ممنوعیت این اقدام است، ناظران اجتماعی را با این سوال مواجه کرده است که مگر تا پیش از این، چنین اقدامی از سوی پپسی، نستله و کرافت انجام می‌شده است؟!

http://www.barackobama.ir/files/en/news/2012/1/30/1959_205.jpg


این تصویر دلخراش از یک جنین است که کبد وی برای استفاده در طعم‌دهنده‌ها، توسط کارکنان آزمایشگاه شرکت پپسی از بدن وی خارج شده است.

 
براساس این گزارش، خبرگزاری آسوشیتدپرس و روزنامه O'Collegian برای اولین بار این خبر را منتشر و عنوان کردند: شورتی بعد از این اظهارات، پاسخی به تماس‌های آنها برای توضیح در مورد این مسئله نمی‌دهد. سرانجام رادیوی تولسا موفق شد با سناتور تماس بگیرد و او در این مصاحبه عنوان کرد: تحقیقات نشان می‌دهد که این سه شرکت با استفاده از کبد جنین‌های سقط شده، به ایجاد طعم دهنده برای نوشیدنی‌های خود اقدام می‌کنند.
 
سناتور شورتی در این مصاحبه رادیویی همچنین عنوان کرد: "ما قصد نداریم اجازه دهیم که تولید این نوع کالاها در اوکلاهاما صورت بگیرد."

براساس اذعان نشریات اسرائیلی، پپسی و نستله از حامیان مالی رژیم صهیونیستی هستند اما کمک‌های پپسی از سال 1980 در پی تهدید دولت‌های عربی به قطع خرید از این شرکت، حالت مخفیانه پیدا کرد.

پیرمرد

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد .. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید .. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند ..
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند .. سپس به او گفتند : باید ازت عکسبرداری بشه تا جایی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه .. پیرمرد غمگین شد .. گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست ..

پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند .. پیرمرد گفت : زنم در خانه سالمندان است .. هرصبح آنجا میروم و صبحانه را با او میخورم .. نمیخواهم دیر شود ..

پرستاری به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم .. پیرمرد با اندوه  گفت : خیلی متاسفم او الزایمر دارد چیزی را متوجه نخواهد شد .. حتی مرا هم نمی شناسد .. پرستار با حیرت گفت : وقتی نمی داند شما چه کسی هستید چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید ؟ پیرمرد با صدایی گرفته .. به آرامی گفت : اما من که میدانم او چه کسی است ..

این مطلب را در این وبلاگ بخوانید

احسان خازن فرماندار محترم کوار گفتند:

       
حادثه کوار همان حادثه ۹ دی است

مگر ۹ دی مردم مجوز داشتند

این حرکت مردم در کوار برای دفاع از نظام بوده است

قرار نیست برای  دفاع از روحانیت مجوز داشت

مردم آمده بودند برای دفاع از اسلام، برای دفاع از ولایت و اسلام ناب محمدی و ما پیگیر مطالبات مردم هستیم

با ترویج  حلقه های تصوف

مستر همفر جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی در خاطرات خود ص46 دستور العملی

را از وزارت امور خارجه انگلیس در مورد مسلمانان افشا می کند. وی می نویسد:


« با ترویج  حلقه های تصوف و رواج دادن کتابهایی که مردم را به زهد و بی

میلی به دنیا فرا می خواند....  می توان مردم را در حالت سرگردانی وعقب

ماندگی فرهنگی واقتصادی قرار دارد

فرهاد رهبر: آن فردی که باید برای ریاست دانشگاه آزاد انتخاب شود، معلوم است.

رئیس دانشگاه تهران که از زمان مطرح شدن گزینه های ریاست جدید دانشگاه آزاد اسلامی همواره به عنوان یکی از گزینه های مطرح شده از سوی برخی اعضای هیأت امنای این دانشگاه به شمار می رود، نظر خود را در زمینه ریاست دانشگاه آزاد اعلام کرد.

به گزارش مهر، برخی از اعضای هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی در روزهای اخیر اعلام کرده اند که افرادی از جمله فرهاد دانشجو، فرهاد رهبر، حمید میرزاده، عبدالله جاسبی و علی محمد رنجبر به عنوان گزینه های مطرح برای ریاست دانشگاه آزاد مورد بررسی قرار می گیرند.
 
فرهاد رهبر- رئیس کنونی دانشگاه تهران همواره به عنوان یکی از گزینه های مطرح شده، نامش در اخبار آمده است.
 
وی طی یک گفتگوی کوتاه در پاسخ به پرسش خبرنگار مهر که آیا به عنوان یک گزینه مطرح شده، ریاست دانشگاه آزاد اسلامی را می پذیرد یا خیر گفت: بنده پیش از این نیز در این باره موضع خودم را اعلام کرده بودم.
 
رئیس دانشگاه تهران در پاسخ به این پرسش که به عنوان یکی از گزینه ها باید برنامه های خود را ارائه دهد، تصریح کرد: این موارد برای رد گم کردن است، شما توجه نکنید.
 
وی افزود: آن فردی که باید برای ریاست دانشگاه آزاد انتخاب شود، معلوم است.

«راه امین» به شبکه خبر می‌آید


راه امین مستندی روایی – سیاسی است که به موضوع پیوند عمیق مردم و رهبری در خلق حماسه 9 دی سال 1388 می پردازد.

به گزارش روابط عمومي شبكه خبر مستند راه امین در 5 قسمت 20 دقیقه ای تولید شده و از چهارشنبه 7 دی به روی آنتن شبکه خبر خواهد رفت.
 
این مستند روایی، حکایت چند دانشجوی رشته فیلم سازی است که در یک گردش تفریحی، سوژه تحقیق دانشگاهی خود را می یابند و تصمیم به تولید مستندی در خصوص ولایت فقیه می گیرند.
 
پیشینه تاریخی و جایگاه ولایت فقیه در فقه سیاسی، اهمیت ولایت فقیه در ساختار حکومتی جمهوری اسلامی، نقش رهبری در هدایت و اداره نظام اسلامی و نیز مدیریت  بی نظیر رهبری در اداره بحران ها و خنثی سازی توطئه ها و فتنه ها به خصوص فتنه سال 88، از جمله محورها و موضوعاتی است که در سلسله مباحث کارشناسی این مستند مورد بررسی قرار می گیرد و مخاطب را به اهمیت و نقش راهبری ولایت فقیه در نظام اسلامی آگاه می سازد.

نظر مقام معظم رهبری  حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله)  در مورد صوفیگری



         http://www.netiran.net//uploads_user/5000/4807/17207.jpg

استفتاء :



آیا شرکت کردن در مجالس و محافل صوفیه و انجام اعمال و گفتن اذکار آنان و حضور در خانقاه آنها چه صورت دارد؟



ج : جایز نیست و کسانی که اوامر و نواهی قرآن کریم را قبول داشته و به امامت ائمه (علیهم السلام) معتقدند چه بهتر است که اسم جداگانه و آداب و رفتار جداگانه را که لازم نیست بلکه مضر است کنار گذاشته و در جماعت عظیم ملت بزرگ و مسلمان خود منسلک باشند



(مسائل جدید سید محسن محمودی/جلد 1/ص20)



 



استفتاء :



برخی از مدعیان عرفان با گرایش به صوفیگری اعتقاداتی را ترویج می کنند که نهی جوانان از ازدواج، مناجات کردن اطرافیان با آنها و طرح مسئله شریعت و طریقت از جمله آنهاست. آیا این افکار قابل قبول است و شرکت در مجالس این چنین افرادی چه صورت دارد؟



ج: افکار مذکور صحیح نیست و ترویج باطل جایز نمی باشد.



(مسائل جدید سید محسن محمودی/جلد5/ص29)



 



استفتاء :



حضور در خانقاه و شرکت در مجالس صوفیه و پیروی از دستور قطب و امثال آن چگونه است؟



ج: موارد مختلف است و راه نجات و رستگاری، پیروی از طریقه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که مراجع بزرگوار تقلید، مبین آن هستند، می باشند.



(مسائل جدید سید محسن محمودی/جلد 3/ص101)



 



استفتاء :



اگر کسی در خواندن سوره حمد در نماز خود در موقع گفتن ایاک نعبد و ایاک نستعین قصد کسی کند (اعم از ائمه یا مرشد و قطب مانند صوفیان) و صورت او را در نظر بگیرد و یا شکل او را در ذهن حاضر کند و بگوید خطاب باید به خدا باشد و چون خدا را نمی بینیم تا مخاطب خود قرار دهیم باید طلعت احمد و حیدر را در نظر بگیریم و چون نمی توانیم صورت آنها را نیز تصور کنیم باید صورت مرشد را که ولی می باشد تصور نمائیم. آیا این عقیده درست و نماز چنین شخصی صحیح است یا خیر؟



ج: در هر صورت، مخاطب قرار دادن غیر خدا در قرائت نماز و دعا مبطل نماز است و این عقیده ی فاسدی است.



(مسائل جدید سید محسن محمودی/جلد 3/ص103)



 



استفتاء :



فرقه ای وجود دارد که خود را « علی اللهی » می نامند، یعنی امیر المومنین علی بن ابیطالب را خدا دانسته و به دعا و طلب حاجت، به جای نماز و روزه اعتقاد دارند. آیا اینها نجس هستند؟



ج: اگر اعتقاد داشته باشند که امیر المونین علی بن ابیطالب علی (علیه السلام) خدا است، حکم آنها مانند غیر مسلمانهایی است که اهل کتاب نباشند، یعنی کافر و نجس می باشند. و کمک به ترویج این عقیده فاسد حرام است.



(اجوبه الاستفتائات/چاپ الهدی-1384/ص68)

ابعاد جديد از پهپاد جاسوسي شكار شده


هيچ كشور اروپايي فناوري پهپاد را ندارد/
صدها ميليون يورو قيمت دارد/
 ماجراي F117 امريكا در نمايشگاه پاريس

با وجود گذشت چند روز از شکار پهپاد جاسوسی امریکا توسط ایران، هر روز ابعاد جدیدی از اهمیت این شکار بزرگ روشن می‌شود، به‌طوري که یک نشریه فرانسوی فاش کرد نه تنها فرانسه بلکه هیچ یک از کشورهای اتحادیه اروپا نیز فناوری این پهپاد و حتی مدل‌های پایین‌تر و نزدیک‎تر به آن را در اختیار ندارند و بر این اساس از نامزدهای آینده ریاست جمهوری در فرانسه خواست تا رسیدن به این فناوری را جزو یکی از برنامه‌های اصلی خود قرار دهند.

به گزارش رجانیوز، نشریه فرانسوی ماریان، با يادآوري شکار پهپاد جاسوسی امریکا توسط ایران نوشت: «در شرایطی كه امریکا و اسرائیل در زمینه تجهیز خود به پهپادها در حال پیشرفت هستند، خبرها حاکی از این است که فرانسه از چنین سلاحی برخوردار نیست. این در حالی است که اکنون دیگر دوران دوئل های هوایی گذشته است و این روزها بیش از آنکه بر روی آموزش خلبان‌ها سرمایه گذاری شود، بر روی آموزش کارشناسان هدایت پهپادها سرمایه گذاری می‌شود.»

این نشریه فرانسوی با اشاره به عقب ماندگی فرانسه در زمینه ساخت پهپادهای جاسوسی و نظامی ادامه داد: «در این میان، اسرائیلی ها و امریکایی ها هستند که در زمینه ساخت این سلاح های جدید در حال پیشرفت هستند. مطمئنا، شرکت بزرگ هواپیماسازی داسو (Dassault) فرانسه علاوه بر ساخت هواپیماهای پیشرفته جنگی بر روی ساخت پهپادها نیز کار می کند اما روشن است که شرکت های اسرائیلی که در این زمینه بسیار پیش‌روتر هستند.»

ماریان در ادامه راهکار فرانسه برای رسیدن به این فناوری را بسیار دشوار عنوان کرده و لازمه این امر را از دست دادن استقلال نظامی فرانسه می‌داند و می‌نویسد: «با این حال، فرانسه در برابر گزینه های سختی قرار دارد: به عبارت دیگر فرانسه باید تصمیم خود را در زمینه تجهیز به پهپاد امریکایی ریپر که باعث ارتقای کیفی ارتش آن خواهد شد اما در قبال آن باید به تدریج از تلاش برای داشتن صنعت نظامی مستقل چشم پوشی کند اتخاذ کند.»

این نشریه با يادآوري در اختيار نداشتن تکنولوژی ساخت پهپاد در اروپا تنها گزینه پیش روی فرانسه را استفاده از تکنولوژی امریکایی به بهای از دست دادن استقلال نظامی فرانسه عنوان کرده و می‌نویسد: «در حال حاضر، کشورهای اروپایی حتی یک فروند پهپاد نیز ندارند و این در حالی است که در قبال آن، باید به تدریج از تلاش برای داشتن صنعت نظامی مستقل چشم پوشی کنند.»

این نشریه، قیمت هر فروند پهپاد را صدها میلیون یورو عنوان کرده و مي‌افزايد که هر مدل هواپیمای بدون سرنشین فرانسوی 50 تا 75 درصد گران‌تر از مدل امریکایی تمام می شود.

ماریان سپس به بررسی امکان ساخت مستقل این پهپاد توسط دو شرکت فرانسوی "داسو" و "هوا و فضای اروپا" می‌پردازد و می‌نویسد: «شرکت هوا و فضای اروپا به صنایع ترکیه نزدیک شده است اما باید گفت که به هیچ وجه نمی توان به ترکیه اردوغان اعتماد کرد. ترکیه عضو اتحادیه اروپا نیست و با توجه به مسئولیت ناشناسی اردوغان نمی توان سلاحی تا این حد حساس را در اختیار ترکیه قرار داد.» اين نشريه ادامه می‌دهد: «لازم به ذکر است به این ترتیب مسیر استقلال در این زمینه مسیری بسیار طولانی است. به این ترتیب بدون دفاع اروپایی و تسلیحات مشترک به نظر می‌رسد اروپایی‌ها محکوم به وابستگی به دانش فنی امریکا هستند.»

نویسنده نشریه ماریان، این ها را مسائل مهمی می‌داند که نامزدهای ریاست جمهوری فرانسه باید به آن‎ها بپردازند. شکار پهپاد فوق پیشرفته جاسوسی امریکا توسط ایران آن‌قدر پر اهمیت است که محافل نظامی فرانسه، در اختیار داشتن یا نداشتن آن را به صورت مستقیم با استقلال یا وابستگی نظامی این کشور مرتبط می‌دانند. این موضوع برای فرانسه به قدری حائز اهمیت است که تلاش وزیر دفاع اسبق فرانسه تنها برای لمس کردن یکی از نمونه‌های ضعیف‌تر پهپاد جاسوسی امریکا موسوم به F117 در نمایشگاهی در حومه پاریس و ممانعت افسر امریکایی از این اقدام، برای مدتی روابط دیپلماتیک فرانسه و امریکا را با بحران روبرو کرد.

ممانعت مأمور امریکایی از لمس کردن F117 توسط ورزیر دفاع فرانسه در حومه پاریس!

امریکا برای اولین بار در سال 1992 نسل قبلی پهپاد جاسوسی خود موسوم به F117 را در نمایشگاهی نظامی در شهری در حومه پاریس موسوم به بورژه در معرض دید قرار داد.

اما نکته جالب آنجا بود که حفاظت از این پهپاد و لو نرفتن فرمول‌های مرتبط با آن به قدری برای امریکا اهمیت داشت که تنها یک بازدید کننده موفق به بازدید ازآن شد و این بازدید کننده کسی نبود جز وزیر دفاع وقت فرانسه.

امریکا محوطه سوله مانند بزرگی را که این پهپاد در آن قرار داشت به عنوان خاک امریکا اعلام کرده و با زنجیر و لوازم مختلف حفاظتی آن را محدود کرد.

این درحالی بود که تنها وزیر وقت دفاع فرانسه توانست از این حفاظ عبور کرده و به نزدیکی پهپاد F117 برسد. در همین حال در شرایطی که وی قصد داشت بدنه این پهپاد را لمس کند، افسر امریکایی حاضر در کنار این پهپاد، به دلیل احتمال نمونه برداری از آلیاژ بدنه پهپاد بواسطه انگشتر وزیر دفاع، دست وزیر دفاع فرانسه را گرفته و مانع از لمس بدنه هواپیما توسط وی شد!

این اقدام امریکا عصبانیت شدید فرانسه را به‌دنبال داشت به نحوی که برای مدتی موجب تنش در روابط فرانسه و امریکا شد. و این در حالی است که به‌دست آوردن لاشه F117 توسط چین در همان سال‌ها و بدنبال سقوط یک نمونه از این هواپیما، موجب شد تا چین با مهندسی معکوس آن بتواند به دومین قدرت نظامی جهان را که فناوری ساخت پهپاد جاسوسی و نظامی را دارد، تبدیل شود.

به نظر می‌رسد غنیمت به‌دست آمده توسط جوانان پدافند هوایی کشور که به مراتب پیشرفته‌تر از F117 است، یک برد استراتژیک برای ایران در عرصه سیاسی، نظامی و استراتژیک است که در آینده ابعاد بیشتر و جدیدتری از آن روشن خواهد شد.

بیانیه دفتر آیت الله سید طه موسوی هشترودی در رابطه با عزاداری و استقبال مردم اکبراباد و منطقه کوار

بسمه تعالی

محرم 90


دهه محرم در هر سال تکرار عاشورا حسینی است یعنی تمام مردم جهان بر اساس جهان بینی خود در برابر حق و باطل صف آرایی می کنند عده ای در صف حسین ابن علی(ع) و عده ای در صف یزیدیان به رزم می پردازند, و این در هر زمانی به وقوع می پیوندد. کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا در سایه عرض اردت به ساحت مقدس سرور آزادگان عالم جلوه می نماید. خداوند متعال را شاکریم که به برکت انقلاب مقدس اسلامی و آرمانهای حضرت امام(رض) و رهبری حکیمانه مقام عظمای و لایت حضرت آیه الله العظمی امام خامنه ای ( ادام الله ظله الشریف علی رووس الانام) و خون پاک شهداء گرانقدر , اکنون آزادانه و با تمام بضاعت به برگزاری سوگواری امام مظلوم می پردازیم.
امسال هم مردم مومن و خداجوی ایران اسلامی همانند گذشته در شناخت و یاری حسین بن علی (ع) پیش قدم بودند و با بر پایی با شکوهترین مجالس عزا او را یاری نمودند همانگونه که حسین زمان خویش را می شناسند و او را تا پای جان یاری می نمایند و با اقتدا به امام عزیز خویش با یزید زمان استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل که در شمایل فرقه های انحرافی ظهور پیدا کرده مبارزه خواهند کرد.

استقبال کم نظیر مردم شهید پرور اکبر آباد شیراز و منطقه کوار از عزا داری حسین بن علی(ع) در دهه اول محرم 90 مثال زدنی بود با وجود محرومیت منطقه مردم مومن هرچه در توان داشتند در تعالی پرچم حسینی در طبق اخلاص ارائه نمودند. حضور استاد معظم سید طه موسوی هشترودی در جمع عزاداران حسینی و استقبال بی نظیر مردم خداجو نشانه عمق ایمان و ارادت ایشان به اهلبیت (ع) و تعظیم مقام علم و روحانیت بود , به همین جهت مراتب قدر دانی و تشکر خود را از آحاد مردم عزیز اکبر آباد و کوار خصوصا علمای اعلام روحانیون و طلاب گرانقدر و مسئولین محترم و امنای مومن هیئات مذهبی و مساجد روستاها و سایر ارگانها علی الخصوص دانشگاه علوم پزشکی شیراز اعلام می داریم .

شکرالله مساعیکم

دوازدهم محرم الحرام 1433 والسلام علیکم و رحمه الله
دفتر استاد سید طه موسوی هشترودی


هر کس خبر تمام شدن این ماه را به من دهد، بشارت بهشت را به او مى دهم


ماه صفر دومین ماه قمری است که برای آغاز آن اعمالی ذکر شده از جمله نماز، روزه و خواندن قرآن .

در نامگذارى این ماه دو جهت ذکر شده است، یکی اینکه از "صُفْرَة(زردى)" گرفته شده؛ زیرا زمان انتخاب نام، مقارن فصل پاییز و زردى برگ درختان بوده است.

دلیل دیگر اینکه از "صِفْر(خالى)" گرفته شده، زیرا مردم پس از پایان ماههاى حرام، روانه جنگ مى شدند و شهرها خالى مى شد.

این ماه، معروف به نحوست است. از پیامبر اکرم(ص) درباره ماه صفر چنین نقل شده است: هر کس خبر تمام شدن این ماه را به من دهد، بشارت بهشت را به او مى دهم.


اعمال مشترک اول هر ماه

دعا

در زمان دیدن هلال خواندن دعاى هلال وارد شده است و أقلش آن است که سه مرتبه بگوید اللّهُ اَکْبَر و سه مرتبه لا إلهَ الَّا الْلّه و سپس بگوید: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى أذْهَبَ شَهْرَ کَذا وَ جاءَ بِشَهْرِ کَذا.

بهترین دعاى زمان رؤیت هلال دعاى ۴۳ «صحیفه سجادیه» است.

قرآن

خواندن هفت مرتبه سوره «حمد».

روزه

ا
ز أمورى که بر آن تأکید شده، سه روز روزه گرفتن در هر ماه است. مرحوم «علامه مجلسى» در «زادالمعاد» مى گوید: مطابق مشهور، این سه روز، پنجشنبه اول ماه و پنجشنبه آخر ماه و چهارشنبه اول از دهه وسط ماه است.

نماز

شب اول ماه: دو رکعت نماز بجا آورد، به این نحو که: در هر رکعت پس از سوره «حمد» سوره «انعام» را بخواند سپس از خداوند متعال بخواهد که او را از هر ترسى و هر دردى ایمن گرداند.

روز اول ماه:
خواندن نماز اول ماه که آن دو رکعت است، در رکعت اول بعد از «حمد» سى مرتبه سوره «توحید» و در رکعت دوم بعد از «حمد» سى مرتبه سوره «قدر» بخواند و بعد از نماز صدقه اى در راه خدا بدهد،هر کس چنین کند، سلامت خود را در آن ماه از خداوند متعال گرفته است.

شكارشكارچي

از مصطفی آزمایش تا زارا نورانی

 

اگر چه به اعضای فرقه گنابادی تلقین کرده اند که این فرقه ظاهرا مانند سایر فرقه های صوفیه سیاسی نیست ولی در حقیقت از نظر نورعلی تابنده این فرقه فقط ابزاری است جهت مخالفت سیاسی با انقلاب اسلامی که نورعلی تابنده با دوستان لیبرال جبهه ملی خود مانند فروهر ها و.. سالها با آن مبارزه کرده اند.

یکی از مهمترین راهبردهای نورعلی تابنده تضعیف نظام اسلامی و ایجاد تشنج در داخل کشور است تا بتواند انقلاب اسلامی را متهم به نقض حقوق بشر کند.

زارا نورانی

زارا نورانی از دراویش گنابادی ساکن انگلستان است.سابقه دوستی دیرینه ای با قطب فرقه دارد.او مانند مصطفی آزمایش مسئولیت تخریب وجهه نظام اسلامی را به عهده دارد.این فرقه برای اینکه بتواند سایر گروه های ضد انقلاب و یا حتی مجامع بین المللی را با خود همراه سازد کمیته ای با عنوان "کمیته حمایت از حقوق دراویش و دانشجویان "را راه اندازی کرده است.البته بماند که مساله دانشجویان چه ربطی به این دراویش دارد.

 زارا نورانی اصولا یک آدم لامذهب است که نام خود را از زهرا به زارا تغییر داده است.او در لندن با اعضای گروه های چپ،منافقین و جبهه لیبرال لندن ارتباط دارد.

نمایش موهن سال ۸۹

در سال ۱۳۸۹ نمایش موهنی توسط زارا نورانی و دوستان درویشش در اهانت به نظام اسلامی،روحانیت و سپاه برگزار شد.

در این نمایش موهن که خود زارا نورانی نقش یک درویش را بازی می کرد اهانتهای فراوانی به نظام شد که فقط چند تصویر از آن را اینجا می گذارم.

ارتباط با بهائیت

وی ارتباط فراوانی با بهائی های مقیم لندن بویژه بی بی سی فارسی دارد.مهمترین عنصر ارتباطی وی بهروز آفاق است.