چرا باید به مباحث مهدویت پرداخت؟
عده ای بر این باورند که طرح مباحث مهدویت امری بی فایده و غیر ضروری است، چرا که مباحث مهدویت مربوط به آینده بشر است و بحث درمورد آینده بشر مربوط به آیندگان است و ما باید به وظایفمان در زمان حال عمل کنیم و نسبت به آینده وظیفه ای نداریم؟ پس چرا باید اینقدر به مباحث مهدویت بپردازیم و از آینده سخن بگوییم؟
با توجه به این که قبل از پرداختن به هر کاری اگر ضرورت آن برای انسان مشخص شود، انسان بیشتر به آن اهمیت می دهد و انگیزه او برای انجام کار بیشتر می شود به عواملی می پردازیم که لزوم طرح این مباحث را روشن می سازد:
1) ندای فطرت و طبیعت ذات بشر:
انتظار آمدن یک مصلح آسمانی و امید به آینده ای روشن و استقرار حکومت عدل و توحیدی، امری فطری و طبیعی است که با ذات و طبیعت بشر سروکار دارد و به هیچ قوم یا ملتی خاص، اختصاص ندارد و زمان و مکان نمی شناسد. و فطرتاً تمام انسان ها بر اساس فطرت و طبیعت خود مایلند روزی فرارسد که جهان بشریت در پرتو ظهور رهبری الهی از ظلم و ستم ها و بی عدالتی ها و نابسامانی ها نجات یابد. با توجه به این می توان ادعا کرد که انسان علاقه مند به مطالعه در مورد سرنوشت و آینده خود خواهد بود.
2) ضرورت معرفت و شناخت امام:
بحث از مهدویت در اسلام، تنها بحث از اموری نیست که به آینده ی بشر مربوط باشد، بلکه بحث از مهدویت این است که در هر زمان و در هر عصری باید امام معصومی باشد(خواه حاضر باشد و یا غایب) تا حجّت خداوند باطل نگردد؛ و همانطور که در روایات از رسول گرامی اسلام می خوانیم «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد،به مرگ جاهلیت مرده است» (1) ؛ لازم و ضروری است تا انسان امام زمان خود را بشناسد و با شناخت امام زمان خود نسبت به خداوند معرفت بیشتری پیدا کند و از بندگی غیر خدا بی نیاز شود. امام صادق(ع) در این باره می فرمایند: «روزی امام حسین(ع) نزد اصحاب خود آمدند و بعد از حمد خدای عزَوجل و صلوات بر حضرت محمد(ص) فرمودند: "ای مردم، قسم به خدا، پروردگار بندگان را نیافرید مگر این که به او معرفت پیدا کنند، پس وقتی معرفت او را یافتند، به عبادت او بپردازند، پس با بندگی او، از بندگی غیر او بی نیاز شوند". آنگاه مردی از ایشان پرسید: پدر و مادرم فدای شما، ای پسر رسول خدا، معرفت خدا چیست؟ حضرت فرمودند: "یعنی مردم هر زمان، امام خودشان را که اطاعت او بر ایشان واجب است بشناسد"». (2) همچنین در روایتی دیگر شناخت امام، عامل هدایت انسان ها معرفی شده است. امام صادق(ع) بهترین دعا برای حفظ دین در فتنه های اخر الزّمان را این دعا معرفی فرموده اند: «بار خدایا! خود را به من بشناسان که اگر خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نخواهم شناخت. بار خدایا! رسولت را به من بشناسان که اگر رسول خود را به من نشناسانی، حجتت را نخواهم شناخت. پروردگارا! حجت خودت را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی، از دین خود گمراه خواهم شد».(3)
3) مهدویت راهگشا به آینده بشریت:
امروزه تمام کشورها مراکز تحقیقاتی و پژوهشی در خصوص مسایل استراتژیک تاسیس کرده اند تا با ترسیم آینده و برنامه ریزی چشم انداز های چند ساله و دراز مدت خود جایگاهی عظیم در میان جوامع بشری داشته باشند. اسلام و خصوصا مکتب تشیع برنامه خاصی را برای آینده بشریت ترسیم نموده اند که اگر تمام انسان ها نیز بر اساس راه و روش اسلام و برنامه آن پیش روند به سعادت و کمال دست خواهند یافت و از ظلم و بی عدالتی ها نجات خواهند یافت.
بحث از محدویت درواقع بحث از آینده درخشانی است که اسلام برای آینده بشریت ترسیم نموده است تا انسان به سعادت و کمال دست پیدا کند.
4) ایجاد روحیه امید در سطح جامعه:
امید و آرزو هر دو نمایانگر خواسته های بشر است و هر دو پیک سعادت و نوید خوشبختی اویند. تفاوت امید و آرزو در این است که آرزومند می نشیند و انتظار رسیدن به آرزویش را دارد و هرگز گامی به سوی مقصد بر نمی دارد، ولی امیدوار چنین نیست؛ در پی امیدش می رود و هر گامی که بر می دارد به امیدی می رسد و هنگامی که امیدش بیشتر و نیرومندتر گردید، امید او تبدیل به هدف می گردد.
انسان امیدوار همواره تلاش می کند تا به هدف خود برسد و از شکست ها نمی هراسد.
اعتقاد به آمدن منجی که شیعیان تنها مکتبی هستند که منجی را حیُّ و حاضر و در میان خود می دانند باعث شده است تا شیعیان امیدوار به ظهور منجی و تشکیل حکومت عدل و توحیدی در جهان باشند.
در دسامبر 1984 (1365 هـ.ش) در کنفرانسی که با حضور سیصد شیعه شناس درجه یک جهان در اورشلیم برگزار شد، فرانسیس فوکویاما دانشمند ژاپنی الاصل آمریکایی، شیعه را چنین معرفی می نماید«شیعه پرنده ای است که اُفق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست، پرنده ای که دو بال دارد، یک بال سبز و یک بال سرخ. بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالت خواهی است چون شیعه در انتظار عدالت به سر می برد، امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر است. نمی توانید کسی را تسخیر کنید که مدعی است فردی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد. همچنین بال سرخ شیعه، شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فناناپذیر کرده است». بر همین اساس است که با عقیده مهدویت، انسان امیدوار به آینده درخشانی است که اسلام برای تمام انسان ها ترسیم نموده است.همچنین دلایل دیگری همچون توجه ادیان و مکاتب گوناگون به موضوع مهدویت، توجه غرب و صهیونسیم به ویژه هالیوود به مهدویت، تقریب بین مذاهب و ادیان و... نیز وجود دارد که برای درک بهتر این موضوع به منابع معرفی شده مراجعه نمایید.
منابع:
تنها راه، تالیف عاطفه احمدی سعدی، سمیه فرزاد فرد
مهدویت (پیش از ظهور) تألیف رحیم کارگر
دکترین مهدویت، تنها راه نجات بشر تآلیف علی اصغر رضوانی
پی نوشت:
1) علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 51، ص 160.
2) علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 23، ص 93.
به قلم مهدی فتحی