ولایت یعنی این!

 

ولایت یعنی این!

 

امام برای اهل عالم مثل قلب است برای اعضاء. ولایت یعنی این، همانطوری که قلب تو بر دست تو ولایت دارد و نمی شود که دستت یک جایش خار بنشیند و نفهمی.

 در تمام اعضایت جای چندتا سر سوزن وجود دارد؟ بگو، میلیاردها. حالا یک خار بردار فرو کن در یک جای انگشت پایت، فوری دلت می فهمد، یعنی یک سلولش را زخم می کند، فوری اطلاع به قلب داده می شود. این انسان ها همه شان به امام زمانشان وصل اند. هر انسانی تحت ولایت است. تو خودت یک سلولی از مجموعه ی مؤمنین هستی که امام قلب آنهاست. وقتی گناه می کنی، فوری به امام زمان منتقل می شود وقتی ثواب می کنی به امام زمان علیه السّلام منتقل می شود و می گوید وقتی که اینها گناه می کنند، ناراحت می شوم و برایش استغفار می کنم. وقتی کار خوب می کنند خوشحال می شوم و دعایشان می کنم. آیا این دست بدون اجازه ی قلب کاری می کند؟ آیا می تواند دکانی در مقابل قلب باز بکند؟ اگر این دست در مقابل قلب دکانی باز بکند و بی اراده ی او کار کند معنایش این است که این دست فلج و بی اراده است. حالا اگر کسی گفت من قطب هستم، من خودم دسته ای، جمعی، ولایتی دارم و بدون ربط با امام زمان خواست دکان باز کند این مثل این است که این دست فلج شده باشد.*

 

* آیت الله حائری شیرازی- تمثیلات ج2

سایه امن کسای تو مرا بر سر بس

 

سایه امن کسای تو مرا بر سر بس

 

در دسامبر 1984 (1365 هـ.ش) در کنفرانسی که با حضور سیصد شیعه شناس درجه یک جهان در اورشلیم برگزار شد، فرانسیس فوکویاما دانشمند ژاپنی الاصل آمریکایی، شیعه را چنین معرفی می نماید «ما با مسلمانان عرب و سنی مشکلی نداریم، آنان چندان متعرض ما نمی شوند، مشکل ما شیعه است. شیعه پرنده ای است که اُفق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست، پرنده ای که دو بال دارد، یک بال سبز و یک بال سرخ. بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالت خواهی است چون شیعه در انتظار عدالت به سر می برد، امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر است. نمی توانید کسی را تسخیر کنید که مدعی است فردی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد. همچنین بال سرخ شیعه، شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فناناپذیر کرده است. باید برای این دو موضوع فکری کرد». (1)

بعد از اینکه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) دست استعمارگران و متجاوزان و دزدان اموال و ثروت و حقوق ملی و منابع زیرزمینی ما را، از تمام این دست درازی ها و تجاوزها کوتاه کرد این بار دشمنان شکست خورده در تهاجمی خطرناکتر معنویت را هدف قرار داده و به باور های دینی و اعتقادی مردم بالاَخص جوانان ما هجوم آورده اند؛ که در این تهاجم سنگین، عاشورا و مهدویت و اعتقاد به امام زمان(عج) - که همین اعتقاد، شیعیان را از دیگر مذاهب و ادیان کاملاً متمایز کرده و روح تحرک، امید، استکبارستیزی و خطرپذیری را در وجود آنها زنده کرده- به عنوان دو هدف اصلی و ریشه ای شناخته شده است.

دشمنان اسلام گاهی با ساخت فیلم های ضد اسلام و تشیع و گاهی با فرقه سازی و قطب تراشی های بی اساس -که هدف اصلی آنها کنار گذاشتن امام زمان(عج) و به طور کل امامت و تعطیل کردن باب جهاد می باشد- و یا گاهی با تبلیغات سوء و حساب شده و تحریک و کشاندن جوانان به خیابان آن هم در روز عاشورا و هتک حرمت و بی احترامی و به آتش کشیدن خیمه و پرچم های اباعبدالله الحسین(ع)، آن هم به بهانه بی اساسی چون تقلب در انتخابات و هزار راه و روش مسموم دیگر ، سعی بر این دارند که این دو امتیاز بی بدیل شیعه یعنی مهدویت و عاشورا را تحریف و به فراموشی بسپارند.

آیا این دشمنی های پیچیده و تهاجم های پی در پی، همان فتنه های آخر الزّمان که توسط معصومین(ع) در روایات به مردم هشدار داده شده نیست؟! آنجا که می فرماید: «در آخرالزّمان، مؤمن، دیندار از خانه خارج می شود و بی دین بر می گردد». آیا این فرقه سازی ها و قطب تراشی ها از مصادیق فتنه های آخر الزّمان نیست؟! با ذکر لا اله الّا الله خارج می شود و با هوهو و امثال ذلک برمی گردد.

با وجود این همه تبلیغات و تهاجم و فتنه های آخر الزّمان جا دارد که ما به عنوان یک منتظر، امام زمانمان و نائب بر حق او را بشناسیم و خود را چنان آماده و محکم کنیم که با سخت ترین و پیچیده ترین فتنه ها، کوچکترین لغزشی در ما ایجاد نشود؛ که امام صادق(ع) می فرمایند: «امام خود را بشناس! اگر امام را شناختی چه ظهور زودتر اتفاق افتد یا دیرتر به تو زیانی نمی رساند». (2)

 

به قلم محمد رضا قنبری

 

1)دکترین مهدویت، تنها راه نجات بشر تآلیف علی اصغر رضوانی- ای آفتاب برگرفته از آثار علامه محمد رضا حکیمی

2)بحار الانوار، جلد 52، ص 141

اشعار امام زمانی

 

یا بن زهرا

 

مثل آسمان هدایت در شب                        دست توخوشه چین اخترهاست

زمانه با تمام وسعت یادش                         در فراموشی نگاه تو زیبا ست

سال ها خواهش دلم این بود                      یعنی عشق و اعتماد م کن

شبی دلگیر بی سر انجامم                        روشن از نور بام دادم کن

رفته بی دلیل از لبم لبخند                         دیده ام را ز نور شکوفا کن

برده یورش با باغ ها پاییز                           یا بن زهرا نظر به گل ها کن

                                                                       

به قلم علی لطفیان

 

چرا همش مهدویت؟(چرا باید به مباحث مهدویت پرداخت؟)

 

چرا باید به مباحث مهدویت پرداخت؟

 

عده ای بر این باورند که طرح مباحث مهدویت امری بی فایده و غیر ضروری است، چرا که مباحث مهدویت مربوط به آینده بشر است و بحث درمورد آینده بشر مربوط به آیندگان است و ما باید به وظایفمان در زمان حال عمل کنیم و نسبت به آینده وظیفه ای نداریم؟ پس چرا باید اینقدر به مباحث مهدویت بپردازیم و از آینده سخن بگوییم؟

با توجه به این که قبل از پرداختن به هر کاری اگر ضرورت آن برای انسان مشخص شود، انسان بیشتر به آن اهمیت می دهد و انگیزه او برای انجام کار بیشتر می شود به عواملی می پردازیم که لزوم طرح این مباحث را روشن می سازد:

1) ندای فطرت و طبیعت ذات بشر:

انتظار آمدن یک مصلح آسمانی و امید به آینده ای روشن و استقرار حکومت عدل و توحیدی، امری فطری و طبیعی است که با ذات و طبیعت بشر سروکار دارد و به هیچ قوم یا ملتی خاص، اختصاص ندارد و زمان و مکان نمی شناسد. و فطرتاً تمام انسان ها بر اساس فطرت و طبیعت خود مایلند روزی فرارسد که جهان بشریت در پرتو ظهور رهبری الهی از ظلم و ستم ها و بی عدالتی ها و نابسامانی ها نجات یابد. با توجه به این می توان ادعا کرد که انسان علاقه مند به مطالعه در مورد سرنوشت و آینده خود خواهد بود.

2) ضرورت معرفت و شناخت امام:

بحث از مهدویت در اسلام، تنها بحث از اموری نیست که به آینده ی بشر مربوط باشد، بلکه بحث از مهدویت این است که در هر زمان و در هر عصری باید امام معصومی باشد(خواه حاضر باشد و یا غایب) تا حجّت خداوند باطل نگردد؛ و همانطور که در روایات از رسول گرامی اسلام می خوانیم «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد،به مرگ جاهلیت مرده است» (1) ؛ لازم و ضروری است تا انسان امام زمان خود را بشناسد و با شناخت امام زمان خود نسبت به خداوند معرفت بیشتری پیدا کند و از بندگی غیر خدا بی نیاز شود. امام صادق(ع) در این باره می فرمایند: «روزی امام حسین(ع) نزد اصحاب خود آمدند و بعد از حمد خدای عزَوجل و صلوات بر حضرت محمد(ص) فرمودند: "ای مردم، قسم به خدا، پروردگار بندگان را نیافرید مگر این که به او معرفت پیدا کنند، پس وقتی معرفت او را یافتند، به عبادت او بپردازند، پس با بندگی او، از بندگی غیر او بی نیاز شوند". آنگاه مردی از ایشان پرسید: پدر و مادرم فدای شما، ای پسر رسول خدا، معرفت خدا چیست؟ حضرت فرمودند: "یعنی مردم هر زمان، امام خودشان را که اطاعت او بر ایشان واجب است بشناسد"». (2) همچنین در روایتی دیگر شناخت امام، عامل هدایت انسان ها معرفی شده است. امام صادق(ع) بهترین دعا برای حفظ دین در فتنه های اخر الزّمان را این دعا معرفی فرموده اند: «بار خدایا! خود را به من بشناسان که اگر خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نخواهم شناخت. بار خدایا! رسولت را به من بشناسان که اگر رسول خود را به من نشناسانی، حجتت را نخواهم شناخت. پروردگارا! حجت خودت را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی، از دین خود گمراه خواهم شد».(3)

3) مهدویت راهگشا به آینده بشریت:

امروزه تمام کشورها مراکز تحقیقاتی و پژوهشی در خصوص مسایل استراتژیک تاسیس کرده اند تا با ترسیم آینده و برنامه ریزی چشم انداز های چند ساله و دراز مدت خود جایگاهی عظیم در میان جوامع بشری داشته باشند. اسلام و خصوصا مکتب تشیع برنامه خاصی را برای آینده بشریت ترسیم نموده اند که اگر تمام انسان ها نیز بر اساس راه و روش اسلام و برنامه آن پیش روند به سعادت و کمال دست خواهند یافت و از ظلم و بی عدالتی ها نجات خواهند یافت.

بحث از محدویت درواقع بحث از آینده درخشانی است که اسلام برای آینده بشریت ترسیم نموده است تا انسان به سعادت و کمال دست پیدا کند.

4) ایجاد روحیه امید در سطح جامعه:

امید و آرزو هر دو نمایانگر خواسته های بشر است و هر دو پیک سعادت و نوید خوشبختی اویند. تفاوت امید و آرزو در این است که آرزومند می نشیند و انتظار رسیدن به آرزویش را دارد و هرگز گامی به سوی مقصد بر نمی دارد، ولی امیدوار چنین نیست؛ در پی امیدش می رود و هر گامی که بر می دارد به امیدی می رسد و هنگامی که امیدش بیشتر و نیرومندتر گردید، امید او تبدیل به هدف می گردد.

انسان امیدوار همواره تلاش می کند تا به هدف خود برسد و از شکست ها نمی هراسد.

اعتقاد به آمدن منجی که شیعیان تنها مکتبی هستند که منجی را حیُّ و حاضر و در میان خود می دانند باعث شده است تا شیعیان امیدوار به ظهور منجی و تشکیل حکومت عدل و توحیدی در جهان باشند.

در دسامبر 1984 (1365 هـ.ش) در کنفرانسی که با حضور سیصد شیعه شناس درجه یک جهان در اورشلیم برگزار شد، فرانسیس فوکویاما دانشمند ژاپنی الاصل آمریکایی، شیعه را چنین معرفی می نماید«شیعه پرنده ای است که اُفق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست، پرنده ای که دو بال دارد، یک بال سبز و یک بال سرخ. بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالت خواهی است چون شیعه در انتظار عدالت به سر می برد، امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر است. نمی توانید کسی را تسخیر کنید که مدعی است فردی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد. همچنین بال سرخ شیعه، شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فناناپذیر کرده است». بر همین اساس است که با عقیده مهدویت، انسان امیدوار به آینده درخشانی است که اسلام برای تمام انسان ها ترسیم نموده است.همچنین دلایل دیگری همچون توجه ادیان و مکاتب گوناگون به موضوع مهدویت، توجه غرب و صهیونسیم به ویژه هالیوود به مهدویت، تقریب بین مذاهب و ادیان و... نیز وجود دارد که برای درک بهتر این موضوع به منابع معرفی شده مراجعه نمایید.

 

منابع:

تنها راه، تالیف عاطفه احمدی سعدی، سمیه فرزاد فرد

مهدویت (پیش از ظهور) تألیف رحیم کارگر

دکترین مهدویت، تنها راه نجات بشر تآلیف علی اصغر رضوانی

پی نوشت:

1) علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 51، ص 160.

2) علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 23، ص 93.

 

به قلم مهدی فتحی