به وبلاگ: بفرمایید حقیقت! گوارای وجودتان! سر بزنید

اینجا پایگاه حقیقت است !
طعم حقیقت را چشیده اید؟! شیرین است؟ نیست ؟!
طعمش بستگی به خودت دارد! شاید برای تو تلخ افتد!
حقیقت را اگر بپذیری به فرموده مولایمان امیرالمومنین علی (علیه اسلام) برایت گوارا خواهد بود و الا ...!! کشنده می شود!!
پس بفرمایید حقیقت! بفرمائید! گوارای وجودتان!


IMG4UP


http://bhgv.mihanblog.com/

حرف دل مردم غیور و شهید پرور شهرستان کوار :

 

مسئولین باید وظیفه خود را همچون مردم انجام دهند! 

 

ای مسئولین ! همگی شما در برابر قضایایی که پیرامونتان رخ می دهد مسئولید و باید در نزد خداوند و اهل بیت (علیهم السلام) و شهداء جوابگو باشید . مردم وظیفه خود را در حمایت از دین عزیز اسلام و پاسداری از خون شهداء وحمایت از شما مسئولین انجام داده اند و اکنون نوبت شماست که با پشتوانه مردمی ، منطقه را از وجود این اشرار اسلحه به دست پاک نمایید و از حکومت اسلامی دفاع نمایید .

 

چند دلیل جهت برخورد قاطع با ایشان:

 

1)      مرتد می باشند ومرتد کافر است لذا کفر را نمی پذیریم .

2)      در تلاشند برای بی دین نمودن افراد منطقه  و همچنان که خود شاهد هستید عده ای را نیز به خود جذب نموده اند که هرچند تعداد کمی هستند اما به شما هشدار می دهم که حتی یک مسلمان هم کافر شود از نظر اسلام خیلی است .

3)      منافقند و در پی براندازی نظام ( خواسته یا ناخواسته ) قدم بر می دارند.

4)      محارب می باشند.

5)      بدعت گزارند .

و ...

 

اما هشدار به دراویش:

 

همچنان که تا کنون شاهد بوده اید و در راهپیمایی روز جمعه نیز باچشمان خود نظاره کردید این مردم بارها و بارها از امتحانات سربلند و پیروز بیرون آمده اند و پس از این نیز همینطور خواهد بود ( انشاءالله) و شما باید مراقب خود باشید که مرحله دومی در کار نخاهد بود و اگر هم اتفاق افتد به گونه ای دیگر جواب خواهید شنید .  

 

ادامه نوشته

کوتاه از حمله مسلحانه دراویش به مردم مظلوم کوار

 

در جریان راهپیمایی خودجوش و پرشور مردم کوار در اعتراض به ضرب و شتم یکی از طلاب شهرستان کوار توسط عده ای از دراویش نعمت اللهی گنابادی و توهین و فحاشی آنان به لباس مقدس روحانیت و دیگر مقدسات اسلامی و در حالی که راهپیمایی به صورت مسالمت آمیز در حال برگزاری بود عده ای از دراویش با مسدود کردن مسیر راهپیمایی و جمع آوری مقادیر زیادی سنگ ، اقدام به پرتاب سنگ و متعاقب آنان شلیک گلوله به سوی مردم کردند که در جریان این حادثه تعداد زیادی از مردم زخمی شدند و سریعاً به مرکز بهداشت کوار و بیمارستانهای شیراز انتقال یافتند .

------------------------------------

 یادآور می شویم این راهپیمایی یک اقدام کاملاً خودجوش و مردمی بود و به هیچ نهاد و ارگانی نیز وابسته نبود و مردم شهید پرور این شهرستان با علم و اطلاع و شناخت کامل نسبت به این فرقه انحرافی تصمیم به این راهپیمایی گرفتند و قصد ایجاد هیچگونه درگیری و آشوب را نداشتند و از قوه قضائیه و مسئولین امر تقاضای برخورد قاطع و صریح با این اقدام گستاخانه دراویش را دارند.

 ------------------------------------

طبق شنیده های شیرازه از منابع موثق، دروایشی که در این حمله نقش اصلی را ایفا کرده اند، از سوی نهادهای امنیتی شناخته شده و برخی از آنان دستگیر شده اند.

-------------------------------------

به اطلاع عموم میرساند که همزمان با برگزاری این مراسم و همچنین پس از آن برخی رسانه های خارجی و سایتهای داخلی و خارجی حامی دراویش با نشان دادن فیلمها و عکسهایی که توسط عوامل خودشان تهیه شده بود اقدام به تبلیغات سوء و مظلوم نمایی بر علیه مردم مظلوم کرده اند.

-------------------------------------

آخرین آمار نشان میدهد که حدود ۵۰ نفر در این درگیری زخمی شده اند.

-------------------------------

در برخی رسانه های وابسته گفته شده این حرکت را یک روحانی وابسته به غرب و تندرو هدایت میکرده که مردم این موضوع را به شدت تکذیب میکنند.

جزئیات حمله مسلحانه دراویش گنابادی به مردم کوار در فارس

 
ظهر امروز عده‌ای از مردم کوار در پی ضرب و شتم یکی از طلاب این شهر و توهین و فحاشی به لباس روحانیت و دیگر مقدسات اسلامی از سوی دراویش گنابادی در اقدامی خودجوش و مردمی راهپیمایی کردند. دراویش که با جمعیت زیاد مردم روبه رو می‌شوند با آنها درگیر و به سوی آنها با اسلحه گرم تیراندازی می‌کنند.

 

 

به گزارش شیرازنا مردم کوار استان فارس در پی اهانت دراویش گنابادی این شهر به مقدسات امروز (جمعه) در این شهر راهپیمایی کردند.

ظهر امروز عده‌ای از مردم کوار در پی ضرب و شتم یکی از طلاب این شهر و توهین و فحاشی به لباس روحانیت و دیگر مقدسات اسلامی از سوی دراویش گنابادی در اقدامی خودجوش و مردمی راهپیمایی کردند.

بر اساس این گزارش در میان راهپیمایی عده‌ای از دراویش راه را بر مردم بسته و به سوی آنها سنگ پرتاب می‌کنند.

دراویش که با جمعیت زیاد مردم روبه رو می‌شوند با آنها درگیر و به سوی آنها با اسلحه گرم تیراندازی می‌کنند.

خبرهای رسیده حاکی از آن است که در این تیراندازی حدود ۳۰نفر از مردم کوار زخمی شدند.

همچنین وخامت حال برخی از مجروحین باعث شده است عده‌ای از آنها به بیمارستان شهید رجایی شیراز منتقل شوند.

 

جزئیات حادثه تیراندازی دراویش در کوار

 

یکی از طلاب کوار درباره جزئیات امروز تیراندازی دروایش گنابادی گفت: اواسط ماه رمضان بود که حجت الاسلام شهبازی به عنوان مبلغ به یکی از روستاهای کوار رفت و در مورد فرق و مذاهب با مردم به گفت و گو نشست.

شهبازی برای آشنایی بیشتر مردم این روستا با مذاهب سی دی را در اختیار آنها می‌گذارد.

وی افزود: بعد از آن تعدادی از دراویش گنابادی که به مذاق آنها این روش خوش نمی‌آید با شهبازی در گیر می‌شوند و او را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند.

شهروند کواری ادامه داد: این خبر به گوش مردم کوار رسید و با وجود عدم حمایت مسئولین شهر، مردم قبل از نماز جمعه امروز به راهپیمایی بین چهار راه شهدا تا مصلی کوار پرداختند.

این طلبه جوان گفت: در راهپیمایی، امروز مردم شعار «حسین حسین شعار ما شهادت افتخار ما، درویش آمریکایی نمی‌خوایم نمی‌خوایم، مرگ بر آمریکا» سر میدادند.

وی اضافه کرد: در میان راه دراویش یکی از چهار راه‌ها را با سنگ بسته و از رفت آمد ماشین‌ها جلوگیری می‌کردند که بعد از مدتی آن را باز کردند.

با توجه به اینکه تعداد مردم در راهپیمایی زیاد بود آن ها نتوانستند سد راه مردم شوند و به کوچه‌های اطراف خیابان رفتند و از آنجا به مردم با اسلحه شکاری تیر اندازی کردند.

این شاهد عینی افزود: حدود ۳۰ نفر در این حادثه مجروح و به بیمارستان منتقل شدند.

لازم به ذکر است برخی از افراد زخمی به بیمارستانهای شهید رجایی و چمران شیراز منتقل شده‌اند.

کوار در فاصله ۴۵ کیلومتری شیراز قرار دارد.

منبع: شیرازنا

مناظره علمي بسيار عجيب امام جعفر صادق(ع)

 

مناظره علمي بسيار عجيب امام جعفر صادق(ع)


 

مقاله ذيل قسمتي از كتاب امام جعفر صادق(ع) مغز متفكر جهان شيعه مي باشد. اين كتاب نوشته شده توسط مركز مطالعات اسلامي استراسبورگ است. بد نيست بدانيد 25 دانشمند در اين مجمع در مورد شيعه دوازده امامي تحقيق كرده اند. در بخشهايي از كتاب مطالبي از امام جعفر صادق(ع) ثبت گرديده كه اين دانشمندان معتقدند جواب آن متعلق به قرن بيستم مي باشد و خود متحيرند كه چگونه امام صادق(ع) درچهارده قرن قبل چنين اشارات علمي داشته اند. از شما تقاضا مي كنيم اين مطلب را با دقت مطالعه فرماييد.

امام جعفر صادق يكي از صبورترين مدرسين دنياي قديم بود. او در دوره ايكه تدريس ميكرد نه فقط هر روز درس ميداد، بلكه بعد از خاتمه درس، مخالفين علمي خود را مي پذيرفت وايرادهاي آنها را مي شنید و جواب مي داد. بعضي از شاگردان او، در روهايي كه مي دانستند استادشان به مخالفين علمي جواب مي دهد، پس از خوردن غذا مراجعت مي كردند تا در جلسه مباحثه شركت داشته باشند.

يكي از مخالفين امام مرشدي بود به اسم ابو شاكر. آن مرد يك روز بعد از اينكه امام صادق از خواندن نماز فارغ گرديد به حضورش رسيد و گفت: آيا اجازه ميدهي آنچه مي خواهم بگويم؟ امام جعفر صادق(ع) جواب داد بگو!
ابوشاكر گفت: آنچه تو درباره خدا مي گويي غير از افسانه نيست وتو با افسانه سرايي ميخواهي مردم را وادار به قبول چيزي بكني كه وجود ندارد وبه اين دليل خدا وجود ندارد كه ما نمي توانيم با هيچيك از حواس پنجگانه آن را درك كنيم. ممكن است بگويي با عقل به وجود خدا پي ميبري ولي من مي گويم عقل هم بدون حس ظاهري قادر به فهم چيزي نيست. اي مردي كه دعوي دانشمندي مي كني وميگويي جانشين پيغمبر مسلمين هستي من به تو مي گويم كه در بين افسانه هايي كه مردم نقل مي كنند، هيچ افسانه اي بي پايه تر از موجود بودن يك خداي ناديده نيست. اما من فريب تو را نمي خورم وافسانه ات را درباره خدايی كه ديده نمي شود نمي پذيرم. من خدايي را مي پرستم كه بتوانم با دو چشم او را ببينم.
و...

 در تمام مدتي كه ابوشاكر مشغول صحبت بود امام حتي يكبار تكلم نكرد و وقتي گفته ابوشاكربه اتمام رسيد باز امام جعفر صادق(ع)  چند لحظه لب به سخن نگشود ومنتظر بود كه ابو شاكر حرف بزند.

سپس جواب داد: ...

 

منبع: مغز متفكر جهان شيعه ص378

 

ادامه نوشته

امام خميني

امام خميني
امام ، علمدار اسلام ناب محمدی(ص)
 

امروز هم در دنيا اسلامى که با ظلم و زورگويى درافتد و چپاولگرى و فساد را محکوم کند، وجود دارد. اين اسلام بايد در انتظار دشمنى ابرقدرتها و امريکا و صهيونيستها و کمپانيهاى غارتگر عالم و سلاطين فاسد و رؤساى مفسد امروز دنيا باشد.
روزى که ما پشت سر امام عزيز و علمدار اسلام ناب، شعارهاى اسلام واقعى را مطرح مى‏کرديم، مى‏دانستيم که دشمنها و قدرتها و ابرقدرتها در مقابل ما صف‏آرايى مى‏کنند. در صدر اسلام هم همين‏گونه بود. آن روزى که يهوديها و منافقان و کفار و مشرکان، اطراف مدينه‏ى پيامبر را محاصره کردند و جنگ احزاب و خندق را به وجود آوردند، مؤمنين واقعى گفتند: «هذا ما وعدنااللَّه و رسوله»؛ اين، چيز تازه‏يى نيست. خدا و رسولش به ما گفته بودند که بدها و شريرها و فاسدها عليه شما همدست خواهند شد. بنابراين، آنها چون صدق وعده‏ى الهى را ديدند، ايمانشان قويتر شد.
هرجا که اسلام واقعى آشکار شد، اگرچه قدرتهاى خبيث و پليد در مقابل آن صف‏آرايى کردند، اما انسانهاى پاک و دلهاى مطهر و روحهاى صاف و فطرتهاى پاک و ناآلوده، با همه‏ى توان و وجود از آن حمايت کردند. چرا ده ميليون انسان عزادار در ايام رحلت امام(ره) گرد پيکر مطهر آن بزرگوار جمع شدند و آن‏گونه بر سر و سينه‏ى خود مى‏زدند؟ چرا صدها ميليون مسلمان در سرتاسر عالم، به خاطر درگذشت يک انسان، اين‏طور عزادار و داغدار شدند؟ محبوبيت امام ما به خاطر چه بود؟ جواب، يک کلمه است: به خاطر اسلام. خود آن بزرگوار اين نکته را به ما ياد داد و خود او به ما فهماند و تأکيد کرد که به خاطر اسلام، خدا دلها را متوجه انقلاب و رهبر و ملت ايران کرد.
آن چيزى که به پاها و دلهاى شما قوّت داد، تا بتوانيد راههاى طولانى را طى کنيد و به اين‏جا بياييد، اسلام ناب و مدافع مظلوم و ناسازگار با ظالم بود. اين اسلام است که دلها را جذب و جمع مى‏کند و نيرويى عظيم و شکست‏ناپذير به وجود مى‏آورد. راز اصلى همين نکته است، که ما بايد آن را درست درک کنيم و هميشه به ياد داشته باشيم.
فرازي از بيانات مقام معظم رهبري در مراسم بيعت روحانيون و مسئولان و مردم استانهاي فارس، هرمزگان، شهرهاي قزوي، تاکستان و .... 21/4/1368

حکمت الهی3

حكيمانه بودن طوفان 

 

تهيه‌كننده:

حسن اكبري

قسمت سوم

 

ادامه نوشته

حکمت الهی 2

حكيمانه بودن طوفان  

 

تهيه‌كننده:

حسن اكبري

قسمت دوم

 

ادامه نوشته

حکمت الهی 1

 

حكيمانه بودن طوفان  

 

تهيه‌كننده:

حسن اكبري

قسمت اول

 

ادامه نوشته

مناجات بسیار جذاب گنجشک با خداوند

 

گنجشك با خدا قهر بود……. روزها گذشت و گنجشگ با و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي! خدا هيچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا مي گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت: مي آيد ؛ من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي هستم كه دردهايش را در خود نگاه ميدارد…..


و سرانجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست. فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگيني سينه توست.


گنجشك گفت : لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام. تو همان را هم از من گرفتي. اين طوفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي؟ لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي راه كلامش بست.


سكوتي در عرش طنين انداخت فرشتگان همه سر به زير انداختند. خدا گفت:ماري در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آن گاه تو از كمين مار پر گشودي. گنجشگ خيره در خدائيِ خدا مانده بود.


خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي!

اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي درونش فرو ريخت…  هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد.

خاطرات منتشر نشده ای از شهید صیاد شیرازی

 

تیمسار خشمگین بود . چنان خشمگین كه حتی صدایش می‌ لرزید . دوستانش بعدها اعتراف كردند كه در تمام مدت دوستی‌ بلند مدتشان هرگز او را چنین ندیده بودند. او حتی برای نخستین بار بر سرشان داد زده بود كه: « شما چطور توانستید بدون اجازة ی من دست به چنین كاری بزنید ؟ »

شهید علی صیاد شیرازی

كسی در آن لحظه جرأت جواب نداشت . هر چند آن ‌ها همان وقت هم كه تصمیم به چنین كاری گرفتند ، از عواقبش بی‌ اطلاع نبودند ، اما نه در این حد !

ماجرا از این قرار بود كه سال ‌ها پیش ، وقتی كه او شب و روزش را در جبهه می‌ گذراند ، بنیاد شهید به تعدادی از خانواده‌های شهدا و جانبازان در یكی از شهرک ‌های تازه تأسیس شمال تهران زمین می ‌داد . آنان كه از زندگی فرمانده شان از نزدیک اطلاع داشتند ، به فكر خانواده ی‌ او افتادند . آن ‌ها فكر می‌ كردند صیاد به خانواده ‌اش بی‌ اعتناست فردا كه آب‌ ها از آسیاب بیفتد ، او حتی زنده هم بماند ، چه بسا خانواده ‌اش سایبانی نداشته باشند . آن روز ها خانواده ی او در خانه ی سازمانی ارتش زندگی می‌ كردند . پس دوستان او تصمیم گرفتند از رئیس بنیاد شهید برای فرمانده نیروی زمینی كه از قضا خود جانباز هم بود ، قطعه ‌زمینی بگیرند . حجت‌الاسلام كروبی هم كه از زندگی او بی ‌اطلاع نبود ، موافقت كرد و كار صورت گرفت . یاران فرمانده برای این كه او را در مقابل كار انجام شده قرار دهند ، وام گرفتند و حتی خود نیز پولی فراهم كردند و دست به‌كار ساختمان سازی شدند . تا این كه در نیمه ی كار صیاد فهمید . به آنان به ‌شدت تاخت. عصبانیتش كه فروكش كرد ، از آنان عذر خواست. گفت می‌ داند آنان قصد خدمت به او و خانواده ‌اش را داشته‌ اند اما او چنین استحقاقی ندارد. بعد برای آقای كروبی نامه نوشت و بعداز تشكر از مساعی او در حل مسكن ایشان ، گفت :

وقتی كه در دانشگاه افسری تدریس می ‌كرد ، تصمیم گرفت عملیات‌ های بزرگ هشت سال دفاع مقدس را به دانشجویان تدریس كند. استقبال دانشجویان باعث شد برای نظام‌ مند شدن این كار ، سازمانی تشكیل دهد . طرح تشكیلاتی نوشت به نام هیأت معارف جنگ.

 

(متن کامل در ادامه ی کلام) 

(برگرفته از سایت تبیان)

صحيفه سجاديه



اگر توفيق تو نباشد...
خدايا! بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را به سوي توبه‌اي كه پسند توست، برگردان و از پافشاري بر آن چه نمي‌پسندي، به دور دار.
خدايا! آن جا كه به ناچار، يا دين ما كاستي مي‌گيرد يا دنياي ما، كاستي را در آن قرار ده كه زودگذر است و بازگشت ما را به سوي آن كه پايدارتر است و هر گاه آهنگ دو كار كرده باشيم كه يك خشنودي تو را به همراه دارد و ديگري به خشمت مي‌آورد، ما را به سوي آن كار كه خشنودي تو در آن است، گرايش ده و نيروي ما را در انجام دادن آن چه سبب خشم توست، ناتوان گردان.
در اين كارها، نفْس‌هاي ما را به اختيار خودمان وا مگذار؛ زيرا نفس، اگر توفيق تو نباشد، باطل را برمي‌گزيند و اگر رحمت تو را درنيابد، به بدي فرمان مي‌دهد.

صحيفه سجاديه، دعاي نهم، ترجمه محمدمهدي رضايي.

امام خمینی و نهج البلاغه

 

 امام خمینی و نهج البلاغه

 بزرگترین و گهربارترین کتاب بعد از قرآن مجید، که آکنده از معارف ناب دینی، و تعالیم بلند الهی است و در طول تاریخ برای خرد ورزان و اندیشمندان و رهبران جنبشهای اجتماعی، تکیه گاه و شورآفرین بوده است کتاب گرانسنگ نهج البلاغه بوده است. این کتاب بزرگ پس از روزگاران هنوز از تازگی و جذابیت آن کاسته نشده بلکه فزونی یافته است به تعبیر بلند امام خمینی«کتاب نهج البلاغه که نازله روح اوست برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیّت و در حجاب خودخواهی، خود معجونی است برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتماعی. [صحیفه نور، ج14 ص 222]

و نیز فرموده اند:« سخن گفتن از کتاب شریف نهج البلاغه و معرفی آن بدانگونه که هست کار دشواری است زیرا این اثر ارزشمند، و رشحه ای از شجاعت قدسی انسان والایی است که شناخت ابعاد وجودی او برای انسانهای معمولی بسیار دشوار می باشد هنوز حقایق و رموز نهج البلاغه در بخشهای معارف اصیل الهی و فلسفه خلقت و اخلاق فردی و اجتماعی و روش حکومت و روابط بین حکام و مردم و... همچنان ناشناخته و یا در مقام عمل مهجور است.» [صحیفه نور، ج21 ص171]

   اگر چه مجموع سخنان امام علی (ع) بیش از نهج البلاغه است و بنابر گزارش مسعودی آنچه مردم از خطبه های آن حضرت به خاطر سپردند بیش از 480 خطبه است که بالبداهه ایراد می کرد و مردم آن را حفظ می کردند و می نوشتند [مروج الذهب، مسعودی، ج2 ص419]   اما تلاش مرحوم سید رضی در گردآوری مجموعه ای از سخنان و نامه های آن حضرت ویژگی هایی داشت که موجب درخشانی و ماندگاری و تاثیرگذاری ژرف آن در طول تاریخ شد.

چه لذتی دارد این حجاب

 

چه لذتی دارد این حجاب

نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى سياهى چادرم، دل مردهايى كه چشمشان به دنبال خوش‏رنگ‏ترين زن‏هاست را مى‏زند.
نمى‏دانيد چقدر لذت‏بخش است وقتى وارد مغازه‏اى مى‏شوم و مى‏پرسم: آقا! اينا قيمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمى‏دهد؛ دوباره مى‏پرسم: آقا! اينا چنده؟ فروشنده كه محو موهاى مش‏كرده زن ديگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نمى‏بيند. باز هم سؤالم بى‏جواب مى‏ماند و من، خوشحال، از مغازه بيرون مى‏آيم.
نمى‏دانيد؛ واقعاً نمى‏دانيد چه لذتى دارد وقتى مردهايى كه به خيابان مى‏آيند تا ........

(متن کامل در ادامه کلام) 

ادامه نوشته

به خودت پناه مي‌بريم



از خشمت به خودت پناه مي‌بريم...


رعد و برق، دو نشانه از نشانه‌هاي تواند؛ دو نيرو از نيروهاي تو. به فرمان تو، يا رحمت سودمند مي‌شوند، يا عقوبت زيان‌بخش. با اين دو نشانه‌ات، بر ما باران عذاب نبار؛ با آنها لباس بلا تن ما نکن.
خدايا! سود و فايده اين ابرها و برکتشان را بر ما سرازير کن. آفتي از آنها به ما نرسد. به روزي ما آسيب نرسانند. اگر اين ابرها را براي عذاب ما برانگيخته‌اي و از سر خشم، آنها را فرستاده‌اي، ما از خشمت به خودت پناه مي‌بريم و دست‌هايمان را به سوي تو دراز مي کنيم که ما را ببخشي.
خدايا! با بارش‌هايت، اين خشک‌سالي را از سرزمين‌هاي ما بگير و با رزقي که مي‌فرستي، وسوسه را از قلب‌هايمان بيرون کن. کاري کن حواسمان به کسي غير از تو نباشد. معدن برکتت را از ما دور نکن؛ چون بي‌نياز فقط کسي است که تو به او ببخشي و سالم فقط کسي است که تو او را از افت‌ها نگه داري.

صحيفه سجاديه، دعاي سي و ششم، ترجمه فاطمه شهيدي.